
جلسه ۷۶۵
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 5/12/1433
جلسه ۷۶۵
7چوبهای صندلیای كه در آنجا بودند چوبهایی بود كه متّه در آن فرو نمیرفت، از هر چیزی گرانترش ... چوب خاص در فلان جنگلهای افریقا كه میرفت در فرانسه آنجا تراش پیدا میكرد، و میآمد در آنجا ... اصلا ما بیست دقیقه فقط به آن صندلیها داشتیم نگاه میكردیم كه این چیست؟ چه رنگی، چه كیفیتی! چه خرجهایی، چه اوضاعی!
دو سال و نیم طول كشید با سه شیفت كار این كلیسا را ساختند! نوارش را به ما دادند بیایید ببینید تماشا كنید.
همه اینها برای چیست؟ حكومت احساسات! حكومت تخیلات! حكومت توهّمات!
عقل در اینجا راه ندارد! فطرت تنفّر دارد، تنفر دارد. عقل با اینجا گرایش ندارد. عقل میگوید این كارها چیست؟ این بساط چیست؟ میخواهی برو یك كار خوب محكم درست كن، این كارها یعنی چه؟ این مسائل یعنی چه؟
وقتی میگویند به پیغمبر خب باران میآید، باد میآید، گرد و خاك میآید چكار كنیم؟
میفرماید: عریشٌ كعریشِ موسی. همان سقفی كه موسی ... بعد یك چیزی برداشت پهن كرد و چند تا تیر انداخت و از این شاخههای خرماگذاشت وبعد هم رویش گل مالید! والسلام! همین!1
این دیگر وقتی كه مصلی میرود آنجا نماز میخواند، دیگر نگاه به كاشی نمیكند. دیگر نگاه به این سنگها نمیكند. دیگر نگاه به این آینهكاریها نمیكند. دیگر نگاه به این منبّتكاریها، امثال ذلك، مقرنسكاری و اینها نمیكند. فقط یك چیز در ذهنش است، فقط یك توجه دارد.
توجه میكنید؟ این فرهنگ فرهنگ اسلام است! فرهنگ اسلام، فرهنگ اهلبیت، فرهنگ تشیع، این است! و الّا شما هرچه بخواهید درست كنید و معظَم و بالادست، در دنیا بالادستش هست كه روی دست شما بخواهد بلند بشود. وجود دارد!
كلیساهایی داریم كه اصلًا یكیاش در ممالك اسلامی نیست، یكیاش نیست!
معابدی داریم كه یكدانهاش در جایی پیدا نمی شود. در همان شانگهای یك معبدی هست، چه خبر است! چه خبر است! بت گذاشتهاند دارند بت میپرستند! افراد میآیند آنجا میایستند سجده میكنند، استغاثه میكنند، گریه میكنند! های های گریه میكنند! برای بت های های گریه میكنند! درست شد؟! غلبه چیست؟ احساس!
- رجوع شود به انوار ملکوت ج ١ صص ٢٤٦ و ٢٤٧ به نقل از بحار الأنوار، ج ١٩، ص ١٢٤؛ سفينة البحار، ج ١، ص ٦٠١؛ و رواه فى التهذيب، ج ٣، ص ٢٦٢؛ و ابن کثير دمشقى در البداية و النهاية، ج ٣، ص ٤٢١ الى ٢١٩
