اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 4/12/1433

نسخه عربی

جلسه ۷۶۴

1
  • مطلبی در تكمیل درس قبل

  • أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  یك مطلبی كه باقی ماند و رفقا هم به آن تذكر داده بودند نسبت به مسئله قضاء و قدر و ثبوت حقائق در عالم اعیان و همین‌طور در علم عنائی، آن عبارت است از كیفیت تحقق این اعیان است به نحوی كه حركت دهری تأثیری در تغیر و تحوّل آن‌ها نمی‌تواند داشته باشد. خب ما در متون داریم نسبت به مسائل مافوق عالم مادّه و خلق كه مثلا فرض بكنید كه وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ...1 خب این قضیه مربوط به زمان گذشته است: وإذ قال در حالی كه وإذ یقول خدا نمی‌فرماید یا وإذ هو قائل در این‌جا نیست. یا در آیه ذر و الست وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلي أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلي ...2 در اینجا باز به معنای گذشته می‌شود مطرح بشود. و همین‌طور راجع به سایر مسائل كه هست. البته با توجه به همان قاعده نحوی و بلاغی كه نظر رفقا هست، در جائی كه مستقبل و آینده‌ای كه متحقق است، و متحقق الصّدور و الثّبوت است، تعبیر به زمان گذشته می‌آورند. در سایر لغات هم هست البته، امّا در زبان عرب این مسئله به عنوان تأكید بر ثبوت و تأكید بر تحقق آن شیء در آن‌جا مطرح است.

  •  لذا شما قضایایی كه مربوط به روز قیامت هست، همه آن‌ها را یا اكثراً شما آن‌ها را لفظ ماضی می‌بینید. إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ* لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ*3 یا فَإِذَا انْشَقَّتِ السَّماءُ ...4 یا إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ* وَ أَذِنَتْ لِرَبِّها وَ حُقَّتْ5 و امثال ذلك كه همه این‌ها دلالت بر زمان گذشته می‌كند، در حالتی كه خب بر حسب جری و عادت، این مسئله اختصاص به زمان مستقبل دارد. هنوز حساب و كتابی نیست. الیوم عمل و لا حساب و غداً حساب و لا عمل یا بلا عمل6. بحث بحث غد است، نه این‌كه بحث بحث گذشته است. ما این تعابیر را مشاهده می‌كنیم.7

    1. سوره البقره (٢) صدر آيه ٣٠
    2. سوره الاعراف (٧) آيه ١٧٢
    3. سوره الواقعه (٥٦) آيه ١ و ٢
    4. سوره الرحمن (٥٥) صدر آيه ٣٧
    5. سوره الانشقاق (٨٤) آيه ١ و ٢
    6. نهج البلاغه خطبه ٤٢
    7. رجوع شود به البهجة المرضية فى شرح الالفية منشورات دارالحکمة- قم، التصحيح: السيدقاسم الحسينى باب الاضافة ص ٢٢٧