
جلسه ۷۶۴
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 4/12/1433
جلسه ۷۶۴
2خب این مطلب وجود دارد كه انسان وقتی كه میخواهد از یك امر ثابتی حكایت كند آن ثبوت را به زمان گذشته حمل میكند؛ لازمه طبعی زمان گذشته ثبوت است. معنا ندارد كه شما زمان گذشتهای را تصور بكنید و یك امر مردد و مشكوكی را در قالب آن بگنجانید. ولی نسبت به زمان مستقبل این نیست. در زمان مستقبل شما میتوانید امر محتمل الثّبوت را شما قرار بدهید. لازم نیست كه حتماً امر محقق الثّبوت باشد یا متیقّن الثّبوت باشد. یا در زمان حال؛ الآن شما مسائل و اموری را كه در زمان حال و در زمان فعل شما آنها را تصور میكنید هیچ الزامی نیست بر اینكه آنها محقق باشند. بگویید كه الآن در خیابان چنین فردی راه میرود. محتمل است كه این صادق باشد یا كاذب باشد.
یا اینكه بگویید محتمل است كه یك چنین فردی راه برود؛ هر دویش درست است. یعنی گنجاندن و ادخال یك امر متیقّن یا امر محتمل در زمان حال، هیچ اشكالی ندارد، چطور اینكه نسبت به زمان آینده این مسئله اشكالی ندارد. ولی در زمان گذشته نمیتوانید بگویید كه محتمل است كه زید این كار را كرده باشد؛ محتمل است یعنی چه؟ این غلط است دیگر. یعنی غلط از نقطه نظر نفس احتمال. اشكال ندارد بگویید محتمل است كرده باشد، معنایش این است كه بنده اطلاع ندارم، نه اینكه نفس احتمال در خارج تحقق پیدا كرده، احتمال كه در خارج تحقق پیدا نمیكند. احتمال همیشه در نفس محتمِل، این احتمال تحقق دارد. این كه شما میگویید محتمل است زید دیروز این كار را كرده باشد معنایش این است كه بنده جاهل هستم. امّا اگر بخواهید بگویید اطلاع داشته باشید دیگر نباید بگویید محتمل است این كار را كرده باشد، باید بگویید این كار را انجام داده یا انجام نداده. درست شد؟ این زمان گذشته است.
زمان گذشته برای تأكید در ثبوت آورده میشود. نسبت به زمان گذشته و زمان ماضی این حكم حكم تثبیت شده است، نسبت به زمان آینده و استقبال این حكم حكم تثبیت شدهای نیست و به همین دلیل است در مقام انشاء هیچوقت به جای انكَحتُ، بِعتُ یا صالحتُ، بگویید كه اصالِحُ، من مصالحه میكنم، إنّی أُنكِحُكَ تو را به نكاح در میآورم. گرچه ایراد ندارد كه به نكاح درمیآورم یك حالت انشائی داشته باشد، اشكالی ندارد، ولی از نقطه نظر تثبیت در انشاء و از نقطه نظر تأكید در انشاء این مسئله به جنبه ماضی همیشه برمیگردد.
