اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 4/12/1433

نسخه عربی

جلسه ۷۶۴

6
  •  نه این‌كه عالم قدر یعنی یك عالمی داریم یك جایی، یك قسمی كه از آن اطلاع نداریم و اسمش عالم قدر است. قدر یعنی آن اندازه، اندازه آن مشیت كلی، آن اندازه عبارت است از همان ظهور و بروز و تعین خارجی اشیاء، چه انسان چه حیوانات چه آن مادّیات و چه آن عقول مجردات همه این‌ها وقتی كه به مرتبه قدر برسند، به آن عالم مشیت جزئیه گفته می‌شود. پس بنا بر این هرجا دیدید كه تعین خارجی است، بدانید در آن‌جا قدر تحقق پیدا كرده، هرجا دیدید هنوز تعین خارجی نیست، بدانید در آن‌جا احتمال قضاء كلی است. قضاء كلی كه هنوز به قدر جزئی متبدّل نشده، متحوّل نشده. پس ما سوی الله همه می‌شود چه؟ می‌شود همه عالم قدر. هرچه غیر خدا هست. البته نه در عالم اسماء كلیه و در عالم صفات كلیه.

  •  بنا بر این این كه در آیات قرآن شما مشاهده می‌كنید كه تعبیر می‌آورند: وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ ...1 گفت در زمان گذشته گفت: ... إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ...2 این مربوط می‌شود به چه؟ به عالم ثابت و به عالم تحقق خارجی. إذ قال یعنی إذ هو قائل! و إذ قال ربّك للملائكه یعنی همین الآن. یعنی الآن خدا به ملائكه این حرف را دارد می‌زند، دیروز این حرف را زده، فردا هم خواهد زد. یك امر ثابت مستمر، از این یك مبدأ شروع می‌شود و همین‌طور ادامه پیدا می‌كند.

  •  این امر ثابت را از او تعبیر به ماضی می‌كنند كه دلالت بر ثبوت می‌كند. این می‌شود امر ثابت3.

  •  حالا این امر ثابت خلقت آدم باشد، خلقت جن باشد، این فرض بكنید كه عالم عهد و عالم الست باشد وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلي أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلي ...4 همه این‌ها می‌شود چه؟ همه این‌ها می‌شود نفس تحقق خارجی عالم قدر، نه عالم قضاء كلی، می‌شود این عالم عالم قدر. این مسئله به خاطر تحقق خارجی است كه از او تعبیر به ماضی می‌آورند. و الّا عالم الست چیست؟ همین الآن! همین الآن كه من دارم با شما صحبت می‌كنم، این عالم الست است! سابقی وجود ندارد، لاحقی وجود ندارد، حالی وجود ندارد. آن‌چه را كه هست، ثبوت است. یعنی واقعیت است. بله، آن ثبوت بالنّسبه به ما، جنبه ماضی پیدا می‌كند. آن ثبوت بالنّسبه به كسی كه خودش در ثبوت است، جنبه حال دارد، دیگر جنبه گذشته ندارد و جنبه آینده ندارد.

    1. سوره البقره (٢) صدرآيه ٣٠
    2. سوره البقره (٢) صدرآيه ٣٠
    3. براى اطلاع بيشتررجوع شودبه کتاب افق وحى صص ١٢٥ تا ١٥٧
    4. سوره الاعراف (٧) آيه ١٧٢