اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت زمان و ماهیت گذشت در هستی

تبیین تفاوت زمان اعتباری با واقعیتِ درونیِ استمرار

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی حقیقت زمان و تفاوت آن با مکان می‌پردازند. ایشان با نقد دیدگاه‌های رایج که زمان را صرفاً امری مادی یا وابسته به حرکت اجرام آسمانی می‌دانند، بر این نکته تأکید می‌کنند که زمان در اصل، یک «حس درونی» و «واقعیتِ استمرار» است که انسان در ذات خود آن را درک می‌کند. بحث از اینجا آغاز می‌شود که زمان نه یک امر خارجی مستقل، بلکه عارض بر وجود و بقای اشیاء است. در ادامه، با عبور از تحلیل‌های مادی و فیزیکی، به این نتیجه می‌رسیم که این حسِ «سبق و لحوق» یا همان گذشت، به عالم ماده اختصاص ندارد و در عوالم غیرمادی مانند برزخ و عالم مثال نیز به تناسب خود وجود دارد. در نهایت، این بحث به تبیین روایاتی می‌انجامد که از مقیاس‌های زمانی برای خلقت استفاده کرده‌اند و روشن می‌سازد که این تعابیر، بیانگر حقایقِ وجودی و مراتبِ هستی است، نه صرفاً شمارش سال‌های شمسی یا قمری.

حقیقت زمان و ماهیت گذشت در هستی

2
  • ارائۀ تعریف غیر جامع از زمان توسط عوام

  • پس زمان به آن کیفیتى که تابه‌حال در بین عوام و در بین اشخاصى که اطلاع بر مبانى ندارند مطرح بوده که عبارت از گذشت ساعات و ایام و لیالى بر اجزاء مادّى است، این مسئله نمى‌تواند یک تعریف جامع و شامل و مانعى باشد زیرا ما احساس مى‌کنیم که فقط زمان اختصاص به یک هم‌چنین مسئله‌اى ندارد. در مادیات مسئله درست است و به این شکل هست که یک زمان گذشته‌اى بر آن فرض است و بعد زمان حال و آینده. الآن که ما در این اتاق هستیم و داریم در اینجا بحث مى‌کنیم خب رفقا و دوستان قطعاً قبل از من به این اتاق تشریف آورده‌اند و این قبلیت یک واقعیتى است که این واقعیت را احساس مى‌کنیم و کسى نمى‌تواند انکار کند درحالی‌که خودِ نفس اشخاص و نفس ذوات واقعیت خاص به خودشان را دارند. صحبت در خصوص آن اجسام و ابدانى که در این اتاق قبل از ما حضور پیدا کرده‌اند نیست بلکه صحبت در سبق آنهاست؛ یعنى صحبت در این است که این اجسام و ابدان در حالت و فضایى بوده‌اند که بنده در آن فضاء نبوده‌ام. پس صحبت در این نیست که این جسم یا این بدن و یا این ماده بوده است یا نبوده است. در بود یا نبود ماده بحث نداریم و این مشخص است و مفروغٌ عنه است که اجسامْ همه هستند، موادْ همه هستند، ابدان همه هستند. صحبت در بود و نبود است، یکى مى‌گوید: آقا من زودتر آمدم، آن یکى مى‌گوید: نه آقا من زودتر آمدم. آن یکى مى‌گوید نه، تو آن‌قدر دیرتر آمدى. در خود آن ذات و بدن و جسم صحبت نیست، آن سر جایش محفوظ هست صحبت در دیر و زود آمدن است، قبل و بعد آمدن است؛ این قبل و بعد چیست؟ در خود ماده دعوایى نیست، اختلافى نیست. در خود جسم اختلاف نیست، پس این اختلاف در چیست که یکى مى‌گوید: آقا من قبل از تو آمدم، آن یکى مى‌گوید: نه من قبل از شما آمدم. آن یکى مى‌گوید: شما آن‌قدر دیرتر آمدى، او مى‌گوید: نه من آن‌قدر دیرتر آمدم، من خیلى دیر نیامدم فرض کن دو دقیقه دیرتر آمدم.