
جلسه ۷۶۳
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 13/11/1433
جلسه ۷۶۳
5پس كیف یك واقعیت خارجی است كه این واقعیت برای همه افراد ملموس است و محسوس است، در صورتی كه آن حس لمس را آنجا واجد باشند.
امّا یك مطلبی در اینجا مخفی است و آن این است كه از شما سؤال میكند: آیا این رنگ زردی كه این لباس دارد، این قماش یا این عبا دارد، این رنگش رنگ اصلی است یا رنگش به واسطه تبدّل لون است؟
شما میگویید: هان! دو ماه، سه ماه، در اینجا گذشته، این عبا در همینجا بوده، فراموش شده كه بیایند بردارند، رنگش از سیاهی برگشته به قرمزی. این فرش كه در اینجا افتاده، چون آفتاب مستقیم به آن خورده، رنگش از قرمزی برگشته به زردی.
این زمان را این شخص نمیداند، ولی شما میدانید. آنی كه همه میدانند، این لون است؛ آنی كه فقط شما میدانید، چیست؟ غیر از تبدل لون یك چیز دیگر است، آن عبارت از چیست؟ آن عبارت از زمان است. درست شد؟
حالا میگویند چه مدّت بوده؟ شما میگویید سه ماه بوده، سه ماه چقدر است؟ سه ماه، سه تا سیروز است. روز چیست؟ میگویید همین كه الآن ... صبح نگاه كن چه بود؟
میگوید كه: خب این را میدانم.
ـ غروب هم نگاه كن وضع چطور است، از صبح تا غروب را میگویند یك روز.
نود تا از این حالت گذشت، و بعد از او این رنگ به این كیفیت و به این رنگ درآمده.
این را اسمش را میگذارند زمان. پس این كه میگویند زمان یك امر نسبی است، همه این حرفها چرت و پرت است، زمان نه امر نسبی است، نه امر واقعی خارجی است، و این مزخرفاتی كه درمیآورند: اگر یكی به سرعت نور برود و از این طرف برگردد، برمیگردد به شكم مادرش و همینطوری هم برمیگردد به جای دیگر و شاید عروسی بابا و ننهاش را هم یادش بیاید! این حرفها همه چیست؟ اینها همه بازیهایی است كه فیزیك و متافیزیك آمده قروقاطی شده و این بازی را در آوردهاند1.
- رجوع شود به معاد شناسى ج ٨ ص ٢٦٩ به بعد و همچنين مطلع انوار ج ٥ فصل ٦
