
جلسه ۷۶۳
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 13/11/1433
جلسه ۷۶۳
8هنر نكردی! هنر را ما میكنیم كه در تیر و تفنگ و توپ و خمپاره و فلان و این چیزها ... حالا اگر راست بگوید یارو! اگر راست بگوید!
خب حالا حداقل سربازهایش كه این كار را كردهاند!
ما این كار را كردیم! مقام و موقعیت من بیشتر از تو است! تو اوّل باید بنشینی، بعد من بنشینم! اوّل باید تو ...
خب شاید قاعدتاً هم همین باشد دیگر، خب نمیدانیم. ما كه چیز سیاسی بلد نیستیم، اینها خودشان تعریف میكنند.
خلاصه این طیارهاش همان بالا بود. آن هم میگفت كه: مرتیكه من رئیس جمهور آمریكا هستم! تو ژنرالی، چه ربطی به من دارد؟ داری به من دستور میدهی؟ عجب زور میگویی! من رئیس جمهورم، دارد به من میگوید تو اوّل بنشین! ...
سه ربع ساعت، چهل و پنج دقیقه این دو تا هواپیما بالا میگشت، این به آن میگفت تو زودتر بنشین، آن به آن میگفت تو زودتر ...!
آخر بالاخره مجبورش كردند كه ژنرال بنشیند! خب خیلی بد است رئیس جمهور بنشیند و از او استقبال كند؟!
ببینید این انسان كجاست! اینها بچّه نبودندها! ده ساله و دوازده ساله و پفك و آبنبات نخوردند! آن یكی هفتاد سالش بود، آن یكی نمیدانم هفتاد و پنج، هشتاد سالش بود ـ خلاصه پیر بودند ـ امّا ببینید چقدر افكار، افكار بچّهگانه! بچّهای كه شده هفتاد سالش! بچّهای كه شده هشتاد سالش! هنوز بچّه! ماها هم هنوز بچّهایم! نه فقط آنها بچّهاند؛ ماها هم بچّهایم. ماها هم در افكار خودمان، ماها هم در تخیلات خودمان، ماها هم در توهّمات خودمان: این زودتر برود، آن دیرتر برود، آن اوّل برود بنشیند در مجلس، بعد صاحبخانه بیاید دیدن كند، یا نه، این بیاید بیرون، همراه با صاحبخانه بیاید داخل ...
بله! خب دیگر بگذریم، دیگر خیلی بیراهه نرویم! در راه خودمان باشیم بهتر است.
ما همینیم! همه در تخیلایم.
اینها مسئله زمان را خوب حس كرده بودند! فلسفه نمیدانم خوانده بودند یا نه، جناب آمریكاهاییها، كه زمان چقدر اهمیت دارد! قبلی و بعدی چقدر مهم است! چقدر سرنوشتساز است! چقدر شخصیت ... شخصیت ما را همین میسازد دیگر!
