
جلسه ۷۶۳
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 13/11/1433
جلسه ۷۶۳
7الآن یادم آمد در جنگ بین الملل دوّم، ـ اینها همه در ما هم هستها! همه این اعتبارات در ما هم هست، حالا ما داریم به این و آن اعتراض میكنیم! ما هم همینیم! اوّل او بیاید، بعد من بیایم، بعد! كه ما، شخصیت ما، پرستیژ ما، هان! این پرستیژ، شخصیت، شأن، مقام، مرتبه، از خدا هم زدیم بالاتر! این با این قضیه تأمین بشود، با این اعتبارات در جای خودش قرار بگیرد! ـ در جنگ بین الملل دوم، وقتی كه زدند ژاپن را درب و داغان كردند و بمب اتم انداختند و آنها هم صلح كردند و ـ یعنی تسلیم شدند در واقع ـ قرار بود كه بیاید یك چیز كنند ... امضاء كنند و اینها، در یك جزیرهای از جزایر ژاپن، یادم هست آن ژنرال معروف امریكایی كه آن مارشال معروف كه این جریانات و جنگ و اینها در خاور دور به دست او بود ـ مكآرتور مثل اینكه بود ـ بله او قرار بود بیاید و با رئیس جمهور امریكا كه آن موقع ترومن بود ملاقات كنند. اتفاقاً با هم دیگر و در یك زمان به محل رسیدند، یعنی هر دو تا طیاره در یك زمان ... یعنی هواپیمای این ژنرال، با طیاره این جناب آقای رئیس جمهور محترم و مكرّم، جناب آقای ترومن، هر دو با هم رسید آن بالا! و خب آن از یك طرف، این ژنرال پیروز و فاتح و اینها بود، خب خیلی برای خودش ژنرال مكآرتور آن بزرگترین مارشال امریكایی بود، ارتش امریكایی در خاور دور بود، و این افتخار شكست ژاپن را به پای او مینویسند. خب تو نشستی در كاخت و فقط دستور میدهی! ما آنجا در صحنه جنگ در صف اوّل جلوی تیر بودیم ـ مثلا! ـ فرض كنید كه این ژنرالها و اینها در صف اوّل ایستادهاند، عقب نیستند! همه صف اوّلند و میگویند كه پیروزی به حساب ماست! تو كه در كاخت هستی و كاخ سفید، سیاه، قرمز نمیدانم چیست! هی میگویی برو جلو و نرو جلو! این فقط كار شماست. هنر نكردی! چهارسال آوردنت و بعد میبرند.
