
جلسه ۷۶۳
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 13/11/1433
جلسه ۷۶۳
2بناءً علی هذا، هر حقیقتی كه در آن این مسئله باشد، یك جنبه سابقی دارد و یك مسبوقی، و یك توقّع و انتظاری، آن حقیقت به آن زمان گفته میشود. حال هرچه میخواهد باشد، و به هركیفیتی میخواهد باشد. پس زمان به آن كیفیتی كه تا به حال در بین عوام و در بین اشخاصی كه اطلاع بر مبانی ندارند مطرح بوده، كه عبارت است از گذشت ساعات و ایام و لیالی بر اجزاء مادّی، این مسئله نمیتواند یك تعریف جامع و شاملی و مانعی باشد؛ زیرا ما احساس میكنیم كه فقط زمان اختصاص به یك همچنین مسئلهای ندارد. در مادّیات مسئله درست است، مسئله به این شكل هست كه یك زمان گذشتهای بر آن فرض است و بعد زمان حال و آینده. الآن كه ما در این اتاق هستیم و در اینجا بحث میكنیم خب رفقا، دوستان، قطعاً قبل از من به این اتاق تشریف آوردهاند و این قبلیت، یك واقعیتی است كه این واقعیت را احساس میكنیم و كسی نمیتواند انكار كند. در حالی كه خودِ نفس اشخاص و نفس ذوات، اینها واقعیت خاص به خودشان را دارند. صحبت در خصوص آن اجسام و ابدانی كه در این اتاق قبل از ما حضور پیدا كردهاند، صحبت در او نیست، بلكه صحبت در سبق آنهاست. یعنی صحبت در این است كه این اجسام و ابدان، در حالتی بودهاند و در فضایی بودهاند كه در آن فضا بنده نبودهام. خب اینی كه بنده نبودم پس صحبت، گیر سر این نیست كه این جسم یا این بدن و یا این مادّه، این بوده است یا نبوده است. در بود یا نبود مادّه ما بحث نداریم؛ این مشخص است، این مفروغٌ عنه است كه اجسامْ همه هستند، موادْ همه هستند، ابدان همه هستند. این صحبت در بود و نبود است، یكی میگوید آقا من زودتر آمدم، آن یكی میگوید نه آقا من زودتر آمدم. آن یكی میگوید نه، آنقدر تو دیرتر آمدی ... در خود آن ذات و در خود آن بدن و در خود آن جسم صحبت نیست؛ آن سر جایش محفوظ است، صحبت در در دیر و زود آمدن است، قبل و بعد آمدن است. این قبل و بعد چیست؟ خود مادّه، دعوایی در آن نیست، اختلافی در آن نیست، خود جسم در آن اختلاف نیست، پس این اختلاف در چیست كه یكی میگوید آقا من قبل از تو آمدهام، آن یكی میگوید نه من قبل از شما آمدهام. آن یكی میگوید شما آنقدر دیرتر آمدی، او میگوید نه من آنقدر دیرتر آمدم، من خیلی دیر نیامدم. فرض كنید دو دقیقه دیرتر آمدم.
