
جلسه ۷۶۳
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 13/11/1433
جلسه ۷۶۳
14لذا اگر شما بخواهید در آنجا، قوانین آنجا و كیفیت گذشت زمان را در آنجا بخواهید در این دنیا بیاورید، یكدفعه میبینید پنج دقیقهای كه در عالم خواب برای شما پنج دقیقه بود، در اینجا پنجاه سال خواهد بود! یعنی آنچه را كه در آن عالم در عرض پنج دقیقه شما انجام دادید ... شما در خواب یك دفعه میبینید از یك شهر تا یك شهر دیگر در دو ثانیه رفتید؛ از یك شهر رفتید به یك شهر دیگر، خودتان را یكدفعه در آنجا احساس كردید. این اتفاق میافتد دیگر در خواب و مكاشفات از این مسائل خیلی هست. خیلی خب. حالا بفرمایید ببینم اگر پیاده بخواهید از این شهر به آن شهر بروید چقدر طول میكشد؟ سه ماه حداقل طول میكشد، در حالی كه شما به یك لحظه رفتید، به دو لحظه رفتید؛ یعنی به دو لحظهای كه در خواب حس كردید اگر دو لحظه بخواهد به قانون اینجا، و قانونِ ... یعنی همین قوانین فیزیكی، در قانون فیزیكی اینجا بخواهد انجام بشود، یك دفعه پنجاه سال ... لذا اینجا میفرماید: ... وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ1 یعنی یوم ربوبی. كألف سنه نه اینكه واقعاً هزار سال یك روز كم نه! یعنی مثل هزار سال میماند؛ یعنی مقام مقامِ مبالغه است، نه مقام تعداد. مقام عَدّ نیست. یعنی شاید هم پنجاه هزار سال باشد، شاید هم چهل هزار سال باشد، نمیخواهد خدا در اینجا بگوید یك روزی كه در روز قیامت است، مثل الف سنه مما تعدّون، یعنی مثل و نظیر آنچه كه شما به حساب میآورید در این دنیا رویش حساب و كتاب باز میكنید، عدّ میكنید ... كَأَلْفِ سَنَه: مثل؛ این تشابه نه تشابه دقّی است كه خیلی با دقّت و با فرمول و كامپیوتری، خدا گفته دقیقاً هزار سال، نه یك دقیقه بیشتر، نه یك دقیقه كمتر، با یك یوم ربوبی آمده در اینجا برابری كرده.2
پس بنا بر این مسئله هم امروز روشن شد كه مسئله زمان این نیست كه فقط اختصاص به مادّه داشته باشد. ما زمان یك وضعیتی است كه در آن وضعیت گذشت را احساس میكنیم، سواءٌ اینكه این وضعیت و این گذشت در مادّه باشد، قوانین مادّه را دارد. چه اینكه در غیر مادّه باشد، در عالم برزخ باشد و مثال باشد و ملكوت سُفلی، كه در آنجا مطابق با آن را دارد. چه اینكه بالاتر باشد، كه بالاتر و اینهایش حالا دیگر فعلًا بماند، نیازی به آن بحث نیست.
- سوره الحج (٢٢) ذيل آيه ٤٧
- براى اطلاع بيشتر رجوع شود به الله شناسى ج ١ ص ١٧٨ و ١٧٩ معادشناسى ج ١ صص ١٧٩ تا ١٨٢ و ج ٦ صص ٢٣٧ تا ٢٤٠ و لب اللباب ص ٤٠
