
جلسه ۷۶۳
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 13/11/1433
جلسه ۷۶۳
12اصلًا كه گفته شبانه روز بیست و چهار ساعت است؟ بیست و چهار ساعت آمدهاند درست كردهاند! اصلًا بنده میگویم شبانه روز بیست ساعت است! گفت دو، دو تا هجده تا! كه گفته؟ همین است دیگر! دلم میخواهد بگویم هجده تا! خب بعضیها اینطوری میگویند! چهار، چهارتا هجدهتا! خب زور داریم میگوییم هجده تا! میگویی شانزده تا؟ حالا ببین شانزدهتاست یا هجدهتا! یك شانزدهی حالیات كنم تا دیگر یادت برود بگویی چهار چهار تا شانزده تا؛ چهار چهار تا میشود هجدهتا! حواستان باشد!
حالا من میگویم بیست و چهار فرض كنید كه در شبانه روز بیست ساعت است. چرا؟ ما آمدیم قرار داد گذاشتیم، ما قرار داد گذاشتیم كه شبانه روز را تبدیل به بیست و چهار ساعت كردیم. حالا یكی میآید میگوید آقا میخواهم تبدیل به سی ساعت بكنم!
باشد! آن درجات را كم میكند، عدد را بیشتر میكند میشود سی ساعت.
من به یك خانهای در اصفهان رفتم، دیدم یك ساعتی هست، هرچه فكر كردم دیدم چرا این عقربهاش دارد اینجوری میگردد؟ به جای اینكه اینطوری بچرخد ... گفتم آقا این عقربه چرا اینطور است؟
گفت ما آمدیم یك ساعت درست كردیم كه این ساعت اوّلش اسامی ائمه و فلان و اینها، از این طرف بیاید از سمت چپ میگردد میآید سمتِ ... گفتم حالا این چه شد؟ چه شد؟
گفت خب نمیدانم این از این طرف چه میشود ...
دیدم یك چیزهایی گفت كه ... گفتم مثل اینكه خیلی وقت زیادی داریها! از این وقت زیادیات یك خرده به ما هم بده، ما آمادهایم! آمده ساعت درست كرده چپكی! از این طرف شروع كرده، این جا اسمش را محمد و علی و فاطمه گذاشته رفته بعد تا به دوازده، خودش كم میشودها....
تلمیذ: قوس صعود و نزول درست كرده! (مزاح)
استاد: قوس صعود!! قوس صعود و نزول ... بله بسیار ... قوس ندارد!
خب حالا این چیست؟ اعتبار است! میگوید ما اینجوریاش كردیم! خب حالا چیست آقا؟ زوری است مگر؟ اصلًا بنده دلم میخواهد این طوری به ساعت نگاه كنم! خب هیچی، راست میگوید بیچاره! میگوید من اصلًا دلم میخواهد ... اصلًا ساعت نصفه میخواهیم درست كنیم. فرض كنید عقربهاش بیاید اینجا، به جای اینكه یك دور بچرخد، آن دوازده ساعت فرض كنید كه بیاید تا پایین و تمام بشود. اینها دیگر اعتباری است بعد چیز و اینها.
