
جلسه ۷۶۳
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 13/11/1433
جلسه ۷۶۳
11مثل همان مسئلهای كه راجع به مسئله احدیت، احدیه الذّات كه قبلًا خدمت رفقا عرض شد كه مقام احدیت و مقام واحدیت آنطور كه میگویند تفاوت دارد، تفاوت دارد، اما آن تذییل بیان مرحوم علامه طباطبائی نسبت به تنزّل مقام احدیت از مقام هوهویت كه همان مقام ذات است1، آن را ما عرض كردیم كه حالا باید تأمّل در این مسئله كرد. مسئله احدیت با مسئله خودِ آن ذات، تساوی دارد. در هر جا كه احدیت است، در آنجا ذات است و در هرجا كه ذات است، در آنجا احدیت است. به طور كلی مسئله ذات را با مسئله احدیت نمیتوانیم منفك كنیم. ولی مقام واحدیت را چرا، مقام واحدیت مقام اراده و مشیت است در اسماء و صفات. در مقام واحدیت است كه همه موجودات جنبه تعین و تنزّل پیدا میكنند، ولی در مقام احدیت فقط خود ذات است و امكان ندارد شما ذات را بدون حیثیت احدیت اصلًا تصور كنید. یعنی همین كه میگوید ذات، احد هم همراهش هست؛ چه بخواهید و چه نخواهید. ولی اینطور نیست كه در ذات بگویید علم باشد؛ نه! هیچ نیست! بله، علم لاینفك از ذات هست، ولی نه اینكه مساوقٌ للذات. میگویید كه ذات بدون علم مُحال است؛ بله، این را قبول داریم. ذات بدون قدرت مُحال است، هرجا ذات هست، آنجا به همراهش ـ به نحو علیت، نه به نحو تساوی و تساوق؛ به نحو علیت در آنجا ـ خود علم و خود قدرت در آنجا وجود دارد. البته بعد میرسد ... و بعد هم سایر اسماء و صفات و اینها. امّا هرجا خود ذات بود، به نفس تصور ذات، تصور احدیت هم در آنجا خواهد آمد، به نفس تصور ذات، تصور حیات و حی در آنجا خواهد آمد. اینها با همدیگر فرق میكنند و تفاوت میكنند.2
حالا این مطلب، این قضیه كه مسئله سبق، این یك جنبهای است كه این جنبه عارض بر خودِ جسم و بر خودِ ماده میشود. حالا چه در اینجا شمس و قمری باشد، ستارگان و سیاراتی باشند، یا نباشند؛ این دیگر در اینجا تفاوتی نمیكند. یعنی همین كه بقاء یك وجود را شما تصور میكنید، نفس بقاء وجود یعنی عروض زمان بر او. و الّا غیر از این قابل تصور نیست. یعنی همین كه شما این لیوان را، این استكان و فنجان را تصور میكنید، از كارخانه در آمد، همین كه تصور كردید، زمان بر آن عارض شد، چون نفس تصور این، بدون تصور مضی، این مضی یعنی عروض، یعنی عروضِ گذشت، بدون آن امكان ندارد. حالا بر آن مضی چه قاعده و قانونی بار میكنید، آن یك مطلب دیگر است. یك وقتی بر این مضی یك دقیقه را به حساب میآورید، یك وقتی كه نه، میگویید كه من این را نیم دقیقه به حساب میآورم؛ آن دست شماست.
- توحيد علمى و عينى ص ١٨٢ و الرسائل التوحيدية مؤسسة النشر الاسلامى تأليف العلامة الطباطبايى رضوان الله عليه صص ٣٠ و ٣١
- براى اطلاع بيشتر رجوع شود به کتاب افق وحى صص ٤٧ و ٤٨
