
جلسه ۷۶۲
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 12/11/1433
جلسه ۷۶۲
2خب پس نسبت به این مسئله جازم هستید؛ این مقدار درست. صحبت در این است: در آن مقداری كه به شما تعلق ندارد و خارج از اختیار شماست نسبت به آن مقدار چقدر شما جازمید و چقدر نسبت به آن مقدار اراده دارید؟ هیچ! اراده شما نسبت به آن مقدار صفر است.
به قول یكی رفته بود خواستگاری یك دختری، گفتند: چه شد؟ گفت: پنجاه درصدش درست شد، مسئله حل است.
گفت: خب قبول شد؟
گفت: نه آنها قبول نكردند! ما قبول كردیم! پنجاه درصدی كه مربوط به ماست تمام است! امّا پنجاه درصدی كه مربوط به آنهاست آنها نپذیرفتند؛ دست از پا درازتر برگشتیم! خب این مربوط میشود به آن اموری كه مربوط به خارج است؛ درست شد؟
حالا این شخص از نقطه نظر فلسفی و از نقطه نظر عقلی و از نقطه نظر حِكَمی نسبت به آن اعیان خارجی كه حقائق الأشیاء هست، نسبت به آن اعیان خارجی این شخص جاهل است یا عالم است؟ جاهل است، جاهل صرف است. فقط یك احتمال ذهنی دارد بر اینكه این اعمال را انجام میدهد. خب این مربوط به خودش است؛ امّا این عملی كه در خارج میخواهد انجام بگیرد دو جنبه دارد. یك جنبهاش به این مربوط میشود، یك جنبهاش به یك امور دیگر كه در اختیار این نیست. نسبت به آن امور غیر اختیاری چه تفكری دارد؟ نسبت به آن امور غیر اختیاری چگونه میتواند تصمیم بگیرد؟ نسبت به آن هیچ، منتظر مینشیند تا فردا صبح ببیند مانعی پیش میآید یا نمیآید. اگر مانعی پیش آمد، مثلا همین كه میخواهد از خانه بیاید بیرون، یك دفعه پایش میخورد به چیزی یا با سر میرود ... پایش فرض كنید ضربه برمیدارد و اصلًا قدم از قدم نمیتواند بردارد؛ الفاتحه!
تمام آن نقشهها، تمام آن تصورات همه نقش بر آب شد. مینشیند در منزل با پای ضرب خورده و شكسته و كاری نمیتواند انجام بدهد. حتی آن پنجاه در صد نسبت به خودش آن هم چه شد؟ آن هم بر فنا شد آن هم از بین رفت؛ درست شد؟ آن میشود عین خارج.
