اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 12/11/1433

نسخه عربی

جلسه ۷۶۲

12
  •  پس بنا بر این ما اصلًا گذشته‌ای نداریم. چون گذشته مربوط به سبق زمان است؛ وقتی شما اشیاء را در ذات پروردگار همه را به وجود عینی تصور كردید، پس دیگر بنا بر این گذشته یعنی چه؟ شما اصلًا می‌توانید ذات پروردگار را گذشته وآینده حساب كنید؟ خدا قبلًا بوده، قبلًا یعنی چه؟ قبل از چه بوده است؟ قبلی دیگر نداریم. «خدا بعداً هست، خدا الآن هست» نه قبل دیگر معنا دارد، نه بعد دیگر معنا پیدا می‌كند و نه حال معنا دارد. می‌شود یك امر ثابت. در آن امر ثابت دارد همه چیز شكل پیدا می‌كند.

  •  خب ببینید الان من دستم را از این نقطه می‌آورم به این نقطه می‌برم: خب دو نقطه مشخص است نقطه اوّل و نقطه ثانی. این می‌شود اوّل، آن می‌شود دوّم. آن می‌شود قبل، آن می‌شود بعد، این هم می‌شود حركت فاصله. درست؟ پس این دست من آمد حركت كرد، این فاصله را طی كرد، رسید به این‌جا و یك زمانی را طی كرد، حالا دو ثانیه، سه ثانیه. حالا یك حركت در خود دست من انجام می‌شود، بدون طی مكان، ببینید! این چه مكانی طی كرد؟ هیچ! در خودش، در عین این‌كه امر ثابتی است ـ این كه جدای از من نیست كه، با من است! ـ در عین این‌كه این یك امر ثابتی است، ولی می‌بینید دارد حركت می‌كند، در خودش همین‌طور دارد حركت می‌كند. این‌جاست كه مسئله قبل و بعد و این‌ها مطرح می‌شود، نه این‌كه خارج از این، یعنی در خودش، در عین این‌كه خودش وجود دارد، در عین این‌كه خودش ثابت است، ولی یك امر متدرج در خودش در حال جریان و حركت است. حالا این مسئله یك خرده نیاز به فكر دارد، با آن چیزهایی كه گفتیم با همدیگر باید در كنار هم گذاشته بشود.

  •  تلمیذ: در جلسه گذشته فرمودید آن روایاتی كه گفته‌اند كه مثلًا پیش از آدم هزار سال ...