
جلسه ۷۶۲
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 12/11/1433
جلسه ۷۶۲
11یعنی این مسائل را ظاهر كند. آنچه را كه در غیب مكنون است آن را به منصه ظهور دربیاورد. این انتساب علم به ذات پروردگار است.
بنا بر این حالا صحبت در این است كه آنچه را كه ما ... پس مسائل روشن شد. یعنی روشن شد كه خلق پروردگار و ظهور پروردگار، حالا ما اصلًا به مقام قضاء و قدر و اینها كار نداریم. ما فقط به یك عنوان كلی ... مسئله قضاء و قدر این مسئلهاش بله ... به یك عنوان كلی تمام ظهورات پروردگار و تمام آثار باهرات از ذات پروردگار كه نشأت میگیرد از مقام اسماء و صفات كلیه او، همه اینها به وجودها العینی ـ لا بوجودها العلمی ـ بوجودها العینی در ذات پروردگار حاضر است.
خب اگر بگوییم حاضر بود، دیگر در اینجا میشود غلط! دیگر بودی ما نداریم، خواهد بودی ما نداریم؛ «است»! این میشود چه؟ میشود مقام حال. همه اشیاء در ذات پروردگار حاضر است. پس نه گذشتهای داریم نه آیندهای داریم، آنچه كه داریم حال است. بله، در خود اینها گذشته و آینده هست، اینها نسبت به ماست. یعنی گذشته و آینده نسبت به ماست.
اتفاقاً چندی پیش بود یك مقالهای من میخواندم، یك مقاله راجع به مسئله نسبیت و اینها. در آنجا ـ یك ماه پیش بود ـ آنجا یك همچنین قضیهای را میخواستند بگویند، البته با تصور نادرست خودشان و ناقص، كه میخواستند بگویند كه ما اصلًا گذشتهای نداریم و آیندهای نداریم و هرچه هست، حال است. یعنی حالا با فیزیك میخواستند این مسئله را ثابت كنند. هرچه هست حال است، در زمانِ حال است. و ظاهراً هم میخواستند یك كارهایی بكنند، یك برنامهها و فیلمهایی راجع به این قضیه میخواستند بسازند. خب از این نقطه نظر فكرشان بد نیست، حالا در این كه این فكر ... امّا آن راهی كه به آن میرسد، آن راه نسبتاً مسئله است كه چطور به این قضیه برسند، كه صحیح باشد راهی كه ... كه مقدمهای كه انتخاب میشود برایش ...
