اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 12/11/1433

نسخه عربی

جلسه ۷۶۲

10
  •  پس این یك ارتكازی هست، یك ارتكازِ ... از این ارتكازها ما خیلی داریم، كه در ذهن، بدون این‌كه ـ من حیث لا یشعر ـ بدون این‌كه شخص شاعر و مشعر باشد نسبت به یك واقعه، می‌بیند آن واقعه او را به یك سمتی دارد می‌كشاند؛ این كه دارد می‌كشاند همان ارتكازات ذهنی است و ارتكازات عقلی است كه در ذات انسان خدا به ودیعه گذاشته و اوست كه انسان را به یك سمت می‌كشاند. اوست كه می‌آید بین طرق فرق می‌گذارد، اوست كه می‌آید بین افراد فرق می‌گذارد.

  •  اگر فرض كنید چند نفر چند حرف می‌زنند، نگاه می‌كند ببیند كدام حرفشان با آن ارتكاز ذهنی‌اش قریب‌الأفق‌تر است، نزدیك‌تر است، آن را برمی‌دارد اختیار می‌كند و انتخاب می‌كند.

  •  حالا این بحث اصولی بود.

  •  در این علم عنائی كه شما الآن دارید می‌گویید حقائق اشیاء هست، همین ارتكاز در ذهن شما، این ارتكاز شما را به این سمت می‌كشاند كه نمی‌شود خدا آگاه و عالم نباشد، این نمی‌شود. این نمی‌شود یعنی چه؟ یعنی نسبت به این تطورات، علاوه بر این‌كه نقش و صورت در آن ذات باید باشد، و ذات باید آگاه باشد و مطلع باشد بر آن فِعال و بر تصور خود در ذات خود و ظهورات خود، همانطور نسبت به تطوراتی كه بر این ظهور پیدا می‌شود هم باید آگاه باشد. پس تا ظهوری نباشد و تطور در ظهور، آگاهی نسبت به چه تعلق می‌گیرد؟ به هیچ! به چیزی دیگر تعلق نمی‌گیرد.

  •  پس نفس تطورات هم بایستی در این‌جا همراه با آن‌ها بایستی وجود داشته باشد. این‌جاست كه ما می‌بینیم اصلًا به طور كلی باید خودِ صورت و خود آن عین خارجی، این وجود حضوری داشته باشد نه صرفاً یك وجود ذهنی كه یك وجود صوری باشد. وجودش باید حاضر باشد،، تطوراتی كه باید بر او عارض می‌شود باید حاضر باشد، انقلاباتی كه بر این واقع می‌شود باید حاضر باشد. همه این‌ها باید در وجودِ آن ذات مرید و ذات فعّال ما یشاء باید همه آن‌ها وجود خارجی داشته باشد، حضورش باید حضور خارجی باشد. اگر این‌طور باشد پس دیگر صورت و نقش دیگر در این‌جا چیست؟ بی‌معنا خواهد بود. دیگر ما در این‌جا صورتی نداریم. نفس وجود اشیاء، می‌شود چه؟ می‌شود همین خود آن ظهور خارجی اشیاء. بنا بر این در این آیات قرآن كه می‌فرماید وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَه الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ1 این در این‌جا چه معنا دارد؟ این علم در این‌جا به معنای ظهور است. فَلَیعْلَمَنَّ اللَه یعنی خدا ظاهر كند این‌ها را، اظهار كند این‌ها را، نشان بدهد این‌ها را، نه این‌كه بداند! بداند چیست؟! غلط است! بداند در این‌جا دیگر نداریم، یعنی ندانسته!

    1. سوره العنکبوت (٢٩) آيه ٣