اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 8/11/1433

نسخه عربی

جلسه ۷۶۱

7
  •  گفت شما راجع به این قضیه چه می‌فرمایید كه امام علیه السلام می‌فرمایند كه ما انواری بودیم ـ وقتی از امام صادق علیه‌السلام سؤال می‌كنند ـ می‌فرمایند کنّا أنواراً قبلَ خلقه آدم ـ به همین عبارت‌هایی یا مشابهش ـ بأربعه آلاف چهار هزار سال قبل از خلقت آدم ما انواری بودیم كه تحت عرش بودیم و خداوند را عبادت می‌كردیم1.

  •  گفتم این تحدیدی كه امام می‌فرمایند چهار هزار سال، منظور همین سال‌هاست؟ یعنی چهار هزار سال قبل از خلقت؟ خب چطور شما می‌توانید این مسئله را تفسیر كنید؟ چرا چهار هزار و یك سال نیست؟ چرا سه هزار و سیصد و نود و هشت نیست؟ قضیه چیست؟

  •  و از آن طرف در قرآن هم داریم وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ2 آیا منظور آن است؟ كه ألف سنه، یا این كه واقعاً چهار هزار سال است؟

  •  علاوه بر این وقتی شما یك حدی را برای خلقت آسمان‌ها و زمین می‌گذارید به چهار هزار سال، این چه ترجیحی دارد كه حالا فرض كنید كه ما چهار هزار سال قبل از خلقت آسماان‌ها و زمین بودیم؟ خب هزار سال هم باشد، این چه مسئله‌ای است؟ اگر این ترجیح یك ترجیح واقعی است؟ كه خب چرا این چهارصد هزار سال نیست كه این بیشتر برساند؟

  •  بعد از همه این‌ها گفتم كه: مگر زمان متكی به مادّه نیست؟ چطور قبل از این‌كه مادّه خلق بشود چهار هزار ...

  •  گفت: این‌ها روایات است، از ائمه گفته‌اند و ما هم این‌ها را نمی‌دانیم، باید این‌ها را بگوییم ولی راجع به این‌ها نمی‌شود صحبت كنیم.

  •  خب این یك مطلب دیگر است، یك قضیه دیگر است، یك وادی دیگر و بحث دیگر است. اگر این طور است خب نباید هم صحبت كرد، التفات می‌كنید؟

  •  حالا این روایاتی كه مربوط به خلقت هست، ما باید به این مسائل یك نظر بیاندازیم، تا بعد قضیه كیفیت عالم لوح محفوظ و عالم قدر در این‌جا برای ما روشن بشود، كه با توجه به این مطالب، چطور ما می‌توانیم تحدید زمان كنیم در ظرفی كه زمان وجود خارجی ندارد. چطور می‌شود تحدید زمان كرد؟ چون وقتی كه بنابراین باشد كه زمان تعلق به مادّه داشته باشد و مادّه معدوم باشد، عوارضی كه بر آن مادّه مترتب است مثل زمان و مكان آن‌ها هم معدوم هستند.

    1. رجوع شود به غايه المرام ج ١ ص ٢٦ الطبع الثانى و امام شناسى ج ٧ ص ٤٦ و ج ١٥ ص ٢٨٢
    2. سوره الحج (٢٢) ذيل آيه ٤٧ و سوره السجده (٣٢) ذيل آيه ٥