
جلسه ۷۶۱
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 8/11/1433
جلسه ۷۶۱
10پس بنابر این اراده پروردگار این طور مثل ما نیست كه ما اوّل یك مقدماتی را در وهله اوّل برای رسیدن به علم طی كنیم، وقتی كه به آن علم رسیدیم، تازه اراده برای تحقق آن معلوم در ما انبعاث پیدا كند، وقتی كه اراده انبعاث پیدا كرد، آن موقع به دنبال تحقق آن مراد برویم. در ذات پروردگار: إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ1 است. در ناحیه امر، نفس اراده با آن نفسِ مراد در خارج یكی است. ما كه اراده میخواهیم پیدا كنیم، اوّل این را میخواهیم برداریم، بعد وقتی كه اراده كردیم، تازه دست را به طرف این فنجان میبریم. اوّل میل به رفع عطش در ما پیدا میشود، بعد آن میل ازدیاد پیدا میكند، همین طور مقدماتی را طی میكند تا اینكه به اراده میرسد، تازه ممكن است بین اراده و بین مراد ما حاجز قرار بگیرد؛ من دستم نتواند به این برسد.
امّا در ذات پروردگار نفس علمِ ذات باری به یك مراد و تعین خارجی، «مساوقٌ لِوجودها الخارجی و مساوقٌ لتعینه الشخصی و مساوقٌ لجزئیتها الوجودی»؛ یعنی همان اراده نسبت به او مساوی با اوست، دیگر مقدمات نمیخواهد، خدا بنشیند فكركند حالا این را چطوری درست كنم؟ آیا این را كه درست میكنم با آن تضاد دارد یا تناقض دارد؟ آیا بین آن دو تا را چطور با هم جمع كنم؟ حالا یك خرده از این بزنم، از آن بزنم كم كنم ... این حرفها نیست.
نفس اراده باری بر تحقق یك امر خارجی مساوقٌ لوجوده، یعنی مساوی با وجود است؛ و همین طوراست نسبت به ولی الهی. ائمه علیهم السلام، معصومین و آنها هم نفس اراده آنها مساوی است باتحقق موجود خارجی.
برای حضرت عیسی علیهالسلام در آیه شریفه داریم كه وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي2. شما خیال میكنید حضرت عیسی گل را در دست میگرفت و بعد نگاه میكرد: خدایا یك ارادهای بكن، دعا میكند و بعد از آن دعا، خداوند ارادهاش تعلق به خلق می گیرد. همین كه نفس آن حضرت به تحقق خارجی طیر تعلق میگیرد، آن طیر در خارج تحقق خارجی دارد كه پرواز میكند، میرود.
- سوره يس (٣٦) آيه ٨٢
- سوره المائده (٥) قسمتى از آيه ١١٠
