
جلسه ۷۶۱
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 8/11/1433
جلسه ۷۶۱
6امّا آنكه كه دفترچه چكش فقط خداست، آن با چه اعتمادی، با چه تفكری میآید؟ آن با چه تعلقی میآید؟ اگر راست میگویید به او برسید! آنكه اتكایش به آن دفترچهای كه در جیبش گذاشته نیست، ندارد كه بگذارد در جیبش؛ ندارد! بله الحمدلله به این چیزها خیلی خوب به نحو اتمّ رسیدگی میشود!! و خیلی ... چه عرض كنیم دیگر؟! چه بگوییم؟!
خلاصه روز پرستار بود و در مسابقه گفته بودند بهترین شغل چیست؟ یك پرستار گفته بود كه كار من كه مامائی است. وقتی كه بچه به دنیا میآید و میگیرمش، این بهترین شغل است، زیرا من اوّلین كسی هستم كه دستم به یك فرشته معصوم میخورد. راست هم میگوید! بچه كه به دنیا میآید معصوم است.
من گفتم: بنویس پس آنهایی كه این فرشته معصوم را خلق میكنند، آنها خیلی دیگر شغل بالاتری دارند! ما از فردا دیگر شغلمان را پیدا كردیم! اگر قرار باشد دست زدن به یك فرشته بالاتر باشد خب آنكس كه ... و این جواب خیلی مطلوب واقع شده بود ... علی كلّ حال آدم گاهی هم تفنناً یك چیزهایی جدی بگوید!!
حالا روی این جهت، ما بنشینیم فكر كنیم این دسته از روایاتی كه رفقا حتماً بروند روایات را امشب ببینند، چون فردا من راجع به این روایات صحبت میكنم. بالاخره این مسائلی است كه باید جمع كرد بین هر دو؛ هم جنبه فلسفی و هم جنبه عرفان نظری نسبت به این قضیه و هم جنبه روائی و مطالبی كه در این مورد از ناحیه شرع رسیده است.
روایاتی كه در این زمینه، تحدید زمان میكنند. و واقعاً عجیب است كه چطور افرادی كه دستشان از معارف الهیه كوتاه است، آنها میتوانند در امثال اینگونه مسائل و اینگونه احادیث اظهار نظر بكنند.
من یك دفعه مشهد با یكی از علمای مشهد كه الآن فوت كرده راجع به همین قضیه ربط بین حادث و قدیم و امثال ذلك صحبت میكردم. از این افرادی كه مخالف با فلسفه بودند و به اندازه دو سطر از فلسفه چیزی حالیشان نمیشد.
