
تبیین حقیقت تقدیر و مشیت الهی
بررسی رابطه علّی اراده خداوند با تحقق اعیان خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه تقدیر و مشیت الهی در سلسله طولی هستی میپردازند. بحث با نقد نگاههای مادی به زمان و مکان آغاز میشود و با استدلال بر اینکه زمان و مکان اموری اعتباری و متکی بر ماده هستند، ادامه مییابد. در ادامه، ایشان با عبور از این مقدمات، به تحلیل روایاتی میپردازند که از وجود انوار ائمه اطهار علیهمالسلام پیش از خلقت عالم سخن میگویند. محور اصلی بحث، تبیین کیفیت علم عنایی حقتعالی به موجودات است؛ بدین معنا که در ساحت ربوبی، نفس اراده و علم الهی، مساوق با تحقق خارجی مراد است و هیچگونه فاصله یا مقدمات زمانی و فکری در آن راه ندارد. این جلسه با تبیین تفاوت علم حصولی و حضورى و نحوه شمول علم ذات باری بر تمامی مظاهر هستی، به این نتیجه میرسد که خلقت، همواره در علم الهی حاضر بوده و هست.
تبیین حقیقت تقدیر و مشیت الهی
9کیفیت خلق کردن طیر از گِل توسط حضرت عیسی
براى حضرت عیسى علیهالسّلام در آیه شریفه داریم: ﴿وَإِذۡ تَخۡلُقُ مِنَ ٱلطِّينِ كَهَيَۡٔةِ ٱلطَّيۡرِ بِإِذۡنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيۡرَۢا بِإِذۡنِي﴾1 شما خیال مىکنید حضرت عیسى گِل را در دست مىگرفت و اول نگاه مىکرد [و میگفت:] خدایا یک ارادهاى بکن، دعا مىکرد و بعد از آن دعا ارادۀ خداوند تعلق به خلق مىگرفت؟! نه، همینکه نفس آن حضرت به تحقق خارجى طیر تعلق مىگیرد، آن طیر در خارج تحقق خارجى دارد که پرواز مىکند و مىرود نهاینکه حالا بنشیند فکر کند، دستى بزند، یک اِعمالى بکند و یک فوتى بکند، نه! همان تصور طیر خارج، مساوقٌ لِوجودِ الطَّیر و مساوٍ لِتعیُّنِ الطَّیر. این اراده همان ارادۀ ولىّ است که البته راجع به این قبلاً مطالبی عرض شد و حالا این مطلب را خیلى سریع مىگویم و تمام مىکنم تااینکه جلسۀ بعد به این برسیم.
پس روى این جهت وقتى که علم را در ذات بارى متصور شدیم و تصور علم نسبت به معلوم خارجى کردیم، این نفسِ تصور علم در ذات بارى مساوقٌ لِوجودِ المعلومِ الخارجى. چون هر علمى یک معلومى مىخواهد، چیزى که مقابل ندارد [علم به آن تعلق نمیگیرد]. علم به یک معلومى تعلق مىگیرد. حالا فرض کنید که آن معلوم یا در ذات باشد یااینکه در خارج از ذات باشد. در علوم حصولى، معلوم خارج از ذات است. مثلاً علم به یک شخص، علم به دیوار، علم به درخت، علم به فرش و امثالذلک [تعلق میگیرد]. در آن معلوم بِالعلمِ الحضورى، به خود ذات برمىگردد و به خصوصیت خود ذات برمىگردد. پس وقتى که مىخواهیم به خودمان و غضبى که در خود ما هست علم پیدا کنیم، نیاز نیست کسى را در خارج ببینیم و چشممان را باز کنیم، حتى چشممان را هم ببندیم غضب را در خودمان احساس مىکنیم! حتى اگر چشممان را هم ببندیم، غریزۀ عاطفى و عطوفت را در نفس خود احساس مىکنیم! حتی اگر چشم خود را ببندیم، قدرت براى برداشتن یک بار را در نفس خود احساس مىکنیم و همینطور سایر احساساتى که همۀ اینها در نفس موجود است و وجودش وجود حضورى است، نه وجود حصولى؛ از جایى نیاوردهایم بلکه خودمان داریم و در ذات خودمان هست منتها به او که توجه مىکنیم، علمِ بر علم و اطلاعِ بر اطلاع و علمِ مجدد بر آن علمِ حضورى پیدا میکنیم.
- . سوره مائده (5) آیه 110. معادشناسی، ج 5، ص 307:
«و در آن زمانى كه به اذن من، تو از گِل مثل صورت پرندهاى مىساختى و پس از آن در او میدمیدى و بدین جهت آن گل دمیده شده به اذن من بهصورت پرندهاى به پرواز درمىآمد.»
- . سوره مائده (5) آیه 110. معادشناسی، ج 5، ص 307:
