
تبیین حقیقت تقدیر و مشیت الهی
بررسی رابطه علّی اراده خداوند با تحقق اعیان خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه تقدیر و مشیت الهی در سلسله طولی هستی میپردازند. بحث با نقد نگاههای مادی به زمان و مکان آغاز میشود و با استدلال بر اینکه زمان و مکان اموری اعتباری و متکی بر ماده هستند، ادامه مییابد. در ادامه، ایشان با عبور از این مقدمات، به تحلیل روایاتی میپردازند که از وجود انوار ائمه اطهار علیهمالسلام پیش از خلقت عالم سخن میگویند. محور اصلی بحث، تبیین کیفیت علم عنایی حقتعالی به موجودات است؛ بدین معنا که در ساحت ربوبی، نفس اراده و علم الهی، مساوق با تحقق خارجی مراد است و هیچگونه فاصله یا مقدمات زمانی و فکری در آن راه ندارد. این جلسه با تبیین تفاوت علم حصولی و حضورى و نحوه شمول علم ذات باری بر تمامی مظاهر هستی، به این نتیجه میرسد که خلقت، همواره در علم الهی حاضر بوده و هست.
تبیین حقیقت تقدیر و مشیت الهی
7ظاهراً در جلسات قبل با یکى از رفقا و دوستان در بین راه راجع به کیفیت ترتب در عوالم علوى نسبت به عوالم ماده صحبت شد و من عرض کردم که این مطلب جایش خالى است و إنشاءالله در جلسۀ بعد راجع به این قضیه صحبت مىکنم. اینکه در آیات راجع به داستان ألست داریم: ﴿وَإِذۡ أَخَذَ رَبُّكَ مِنۢ بَنِيٓ ءَادَمَ مِن ظُهُورِهِمۡ ذُرِّيَّتَهُمۡ وَأَشۡهَدَهُمۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَلَسۡتُ بِرَبِّكُمۡ قَالُواْ بَلَىٰ شَهِدۡنَآ أَن تَقُولُواْ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ إِنَّا كُنَّا عَنۡ هَٰذَا غَٰفِلِينَ﴾1 خداوند این قضیهاى که مربوط به ألست است را در یک زمانى قبل؛ در یک زمان متقدمى که اصلاً هنوز خلقت تحقق خارجى پیدا نکرده است به این خلقت خطاب مىکند. خلقتى که این خلقت طبعاً نمىتواند جنبۀ مادى داشته باشد! وقتى خدا مىگوید: از بنى آدم و از ظهور آنها و پشتهاى آنها بر توحید و ربوبیت پیمان و عهد گرفتیم و همه تأیید و اقرار و اعتراف نسبت به این قضیه کردند! این مطلب چطور مىتواند باشد؟! با وجود اینکه ما گفتیم که آن عالم، عالم ثابتات است و در آنجا چیزى از پروردگار مخفى نیست و هرچه هست در یک کفه در مرأى و منظر پروردگار است درحالیکه خداوند قبل و بعدى را در اینجا اثبات مىکند. [میفرماید:] قبل از خلقت شما، قبل از بهوجود آمدن شما، قبل از اینکه شما در اینجا پا بگذارید و قبل از اینکه تکوّن و نشئت پیدا کنید، ما در آنجا نسبت به این قضیه از شما عهد گرفتیم و اعتراف کردید و خود شما پذیرفتید، نهاینکه شما یک وجود دیگرى بودید! این مسئله قبل از خلقت آدم و ذریۀ او انجام شده است نهاینکه شما یک شیء دیگرى بودید و ما از آن شیء دیگر اعتراف گرفتیم و عالم ألست ما یک عالم دیگرى بود! همانطورىکه عرض کردم مثل یک دانۀ سیب که در این دانۀ سیب استعداد براى درخت و بارور شدن و رسیدن به کمالات وجود دارد و ما انگار خطاب به این دانۀ سیب کنیم و بگوییم که آیا اگر باغبان تو را در زمین بگذارد و آب بدهد و خصوصیات و شرایطش مهیا باشد، اعتراف مىکنى که بتوانى بعداً یک درخت بارور و تنومند و داراى میوه و کذا بشوی؟! ایشان هم بگوید: بله! خب این دانۀ سیب با آنچه که بعداً به آن تبدیل مىشود دوتاست! الآن پانزده و بیستتا از آنها یک گرم هم وزن ندارد و آن یک درختى است که ممکن است چند صد کیلو وزن داشته باشد و داراى چقدر میوه و امثالذلک باشد. خب این دو موجود است درحالیکه شما مىبینید به این بنى آدم خطاب شده است که ما از شما عهد و اعتراف و اقرار گرفتیم! اینکه الآن خلق شده است، اگر قبلاً بوده است پس این خلق چه معنا دارد؟! اگر قبلاً نبوده است پس از یک چیز دیگر اعتراف گرفته است نه از این خلق! خدا از یک موجود دیگرى اقرار گرفته است نه از این انسانى که در مقابل و در کنار هست.
- . سوره اعراف (7) آیه 172. الله شناسی، ج 2، ص 167:
«و یاد بیاور زمانى را كه پروردگار تو از بنىآدم از پشتهایشان ذریه و نسل آنها را خارج ساخت و ایشان را بر خودشان گواه گرفت كه آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آرى ما گواه بودهایم اینكه شما در روز قیامت مىگویید: حقاً ما از این پیمان غافل بودهایم.»
- . سوره اعراف (7) آیه 172. الله شناسی، ج 2، ص 167:
