
تبیین حقیقت تقدیر و مشیت الهی
بررسی رابطه علّی اراده خداوند با تحقق اعیان خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه تقدیر و مشیت الهی در سلسله طولی هستی میپردازند. بحث با نقد نگاههای مادی به زمان و مکان آغاز میشود و با استدلال بر اینکه زمان و مکان اموری اعتباری و متکی بر ماده هستند، ادامه مییابد. در ادامه، ایشان با عبور از این مقدمات، به تحلیل روایاتی میپردازند که از وجود انوار ائمه اطهار علیهمالسلام پیش از خلقت عالم سخن میگویند. محور اصلی بحث، تبیین کیفیت علم عنایی حقتعالی به موجودات است؛ بدین معنا که در ساحت ربوبی، نفس اراده و علم الهی، مساوق با تحقق خارجی مراد است و هیچگونه فاصله یا مقدمات زمانی و فکری در آن راه ندارد. این جلسه با تبیین تفاوت علم حصولی و حضورى و نحوه شمول علم ذات باری بر تمامی مظاهر هستی، به این نتیجه میرسد که خلقت، همواره در علم الهی حاضر بوده و هست.
تبیین حقیقت تقدیر و مشیت الهی
6یک دفعه در مشهد با یکى از علماء مشهد که الآن فوت کرده است راجع به همین قضیۀ ربط بین حادث و قدیم و امثالذلک صحبت مىکردم؛ از این افرادى که مخالف با فلسفه بودند و بهاندازۀ دو سطر از فلسفه چیزى متوجه نمىشدند. گفت: شما راجع به این قضیه چه مىفرمایید که وقتى از امام صادق علیهالسّلام سؤال مىکنند، مىفرمایند: «کنّا أنواراً قبلَ خلقت آدم.»1 ـ به همین عبارت یا مشابه آن ـ [حضرت میفرمایند:] چهار هزار سال قبل از خلقت آدم انوارى بودیم که تحت عرش بودیم و خداوند را عبادت مىکردیم. گفتم: این تحدیدى که امام مىفرمایند: چهار هزار سال، منظور از چهار هزار سال همین سالهاست؟! یعنى چهار هزار سال قبل از خلقت؟! خب چطور مىتوانید این مسئله را تفسیر کنید؟! چرا چهار هزار و یک سال نیست؟! چرا 3398 نیست؟! قضیه چیست؟! از آنطرف در قرآن هم داریم: ﴿وَإِنَّ يَوۡمًا عِندَ رَبِّكَ كَأَلۡفِ سَنَةٖ مِّمَّا تَعُدُّونَ﴾2 آیا منظور این سال است یااینکه واقعاً چهار هزار سال است؟! علاوه بر این وقتى شما یک حدّى [بهاندازۀ] چهار هزار سال را براى خلقت آسمانها و زمین مىگذارید، چه ترجیحى دارد که حالا [امام بفرمایند] که ما چهار هزار سال قبل از خلقت آسمانها و زمین بودیم؟! خب هزار سال باشد، این چه مسئلهاى است؟! اگر این ترجیح یک ترجیح واقعى است چرا این چهارصد هزار سال نیست که بیشتر برساند؟! بعد از همه اینها گفتم که مگر زمان متکى به ماده نیست؟! چطور قبل از اینکه ماده خلق بشود، چهار هزار سال قبل [بودهاند]؟! گفت: اینها روایات است و ائمه علیهمالسّلام گفتهاند و ما هم اینها را نمىدانیم! باید اینها را بگوییم ولى راجع به اینها نمىشود صحبت کنیم! گفتم که خب این یک مطلب، قضیه، وادى و بحث دیگر است. اگر اینطور است خب نباید هم صحبت کرد!
باید به این مسائل و روایاتى که مربوط به خلقت است یک نظر بیندازیم تا بعد در اینجا قضیۀ کیفیت عالم لوح محفوظ و عالم قدر براى ما روشن بشود که با توجه به این مطالب چطور مىتوانیم در ظرفى که زمان وجود خارجى ندارد تحدید زمان کنیم؟! چطور مىشود تحدید زمان کرد؟! وقتی بنابر این باشد که زمان تعلق به ماده داشته باشد و ماده معدوم باشد، عوارضى مثل زمان و مکان که بر آن ماده مترتب است هم معدوم هستند. وقتى که معدوم شد، معدوم هم لا یخبر و لا یخبر به خواهد بود. بنابراین اصلاً زمانى وجود ندارد که امام علیهالسّلام بخواهد راجع به این قضیه تحدید کند! این یک مطلب است.
- . عوالم العلوم، ج ۱۷، ص 6؛. غایه المرام، ج 2، ص 200؛ جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسى، ج 7، ص 46 و ج 15، ص 282.
- . سوره حج (22) آیه 47. رسالۀ لب اللباب، ص 40:
«و حقاً یك روز نزد پروردگار تو مانند هزار سال از سالهایى است كه شما مىشمارید.»
