
جلسه ۷۶۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 7/11/1433
جلسه ۷۶۰
9این مسأله كه اراده به اصطلاح واحد نسبت به این قضیه هست، خب این اراده را اینطور آمدهاند توجیه كردهاند متكلمین، و همین طور بسیاری از فلاسفه و بزرگان، بر اینكه تحقق اراده واحد از باری، این مستلزم خود تعین وجود خارجی و متعین او نیست، بلكه هر موقع كه اراده تعلق بگیرد، همان موقع هم طبعاً آن شیء در خارج تعین خودش را پیدا میكند.
اما نكتهای كه در اینجا هست این است كه ذات باری نسبت به همان تعین خارجی طبعاً چیست؟ طبعاً جاهل است، نمیداند كه آن شیء خارجی كه دارد الآن تعین پیدا میكندچگونه است؟ چون بالاخره نیست. وقتی كه نیست، خب نیست. حال باری مثل آن خطاطی است كه دارد آن خط را مینویسد، حال باری نسبت به آن اعیان خارجی كه بعد تحقق خارجی پیدا میكنند، درست مثل حال آن خطاطی است كه قبل از خط میداند چه میخواهد بنویسد، دقیق هم میگوید، حتی به آن شخصی كه بغلش نشستهاست، میگوید مرا خواهی دید كه سینی كه دارم میآورم، همینجا سر این یك میل، سین را نگه میدارم؛ و همینطور هم خواهد شد. امّابعد از اینكه این را نوشت، تا قبل از اینكه نوشته، یكی است؟ یعنی حال او نسبت به این نوشته قبل و بعد یكی است؟ هیهات! تفاوت میكند. این تفاوت، ناشی از جهل و علم است نسبت به آن تعین خارجی. آیا ما در ذات باری هم میتوانیم یك همچنین مسألهای را بدهیم؟ این هم امكان ندارد. پس لازمهاش تطرق جهل است نسبت به عین خارجی، در ذات باری.
بنا بر این علمی كه آن علم را برای ذات باری نسبت به اعیان خارجی اثبات كردهاند، آن علم میشود علم حضوری. در علم حضوری است كه همه اشیاء ثابت هستند، ولی در علم حصولی نه؛ تقدم و تأخر وجود دارد.
الآن در علم حصولی اگر بخواهد یك امر در ذهن حاصل بشود، لازمهاش اراده مجدداست نسبت به آن معلوم خارجی، به واسطه آن معلوم خارجی آن معلوم بالذات در ذات انسان حاصل میشود. و آن رتبه متأخر است از معلوم بالذات دیگر، و هلمّ جراً به واسطه معلومهای خارجی كه هركدام جدا و تأخر و هركدام در یك نسق نمیتوانند برای آن ذات حاصل بشوند؛ چون لازمه سلسله علل، اقتضای ترتب را در اینجا میكند.
