
جلسه ۷۶۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 7/11/1433
جلسه ۷۶۰
5تمام اعیان خارجی بنابر این مسأله كه عرض شد بزرگان متكلمان و بسیاری از متكلمین در این مسأله قائل به این نظریه هستند: علم عنائی حق را نسبت به تعینات خارجی و نسبت به اعیان خارجی تشبیه به صور مخطوطه در نفس خطاط میكنند، یا تشبیه به صور منقوشه در نفس نقاش و مصوّر میكنند.
یعنی میآیند آن حقائق خارجی را به صور منقوشه در نفس خطاط یا نقاش تشبیه می كنند. چون هنوز خلقت وجود پیدا نكرده، هنوز عالمی خلق نشده، هنوز مادّهای نیست، مادیاتی نیست، زمانی نیست، خلائقی وجود ندارد. ذات باری است و لم یكن معه شیء است، چیزی با او نیست، تا اینكه آن چیز نمایانگر خدا باشد؛ فقط ذات حق است، ذات بسیط است.
آن صرافت را كه میخواهند اثبات كنند، میگویند وجود صرافت حق، نفی هرگونه تقید را میكند، تقید خارج از ذات را، ما هم كه غیر از ذات چیزی را نداریم. پس بنابراین برای اینكه، آن صرافت حق را به جای خود باقی بگذارند، برای آنكه آن لا حدّی و اطلاقی وجود حق را در جای خود باقی بگذارند، چارهای ندارند كه بیایند ترسیم كنند، كیفیت تعین اعیان خارجی را به اینكه کان اللَه و لم یکن معه شیء.1
خدا بود و چیزی نبود. یعنی نه ملائكه بودند، نه ارواح مجرده بودند، نه عقول منفصله بودند، نه فرض بكنید كه جنّ و انس و شیاطین و اینها بودند، نه، هیچی نبود، هیچی هیچی هیچی نبود، کان اللَه و در عین حال هم وجودش بسیط بود، وجودش بالصرافه بود، آن صرافت ذات حق اختصاص به او داشت و غیر را در ذات و در حریم خود راه نمیداد. پس کان اللَه، و هیچ چیزی غیر از او تحقق خارجی نداشت.
حالا در اینجا مسألهای كه پیش میآید این است كه پس این كه ما الآن داریم میبینیم: این همه عكس می و نقش مخالف، پس اینها از كجا درآمد؟ اینها بعد به اراده پروردگار كه: إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ2 است بعد به واسطه آن اراده ازلیه، این مسأله تحقق خارجی پیدا كرد.
- براى اطلاع بر اسناد اين حديث رجوع شود به کتاب توحيد علمى و عينى صص ١١٤ و ١١٥
- يس (٣٦) آيه ٨٢
