
جلسه ۷۶۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 7/11/1433
جلسه ۷۶۰
4مثل بعضی از بزرگان در نجف میگفتند ما روز شنبه مقلدیم چون دو روز از بحث و درسمان گذشته و هرچه داشتیم خلاصه پریده و روز شنبه كه میآییم دوباره باید استارت بزنیم و ببینیم كار به كجا میرسد.
این مسأله انطباق وجود ذهنی با همان معلوم بالذاتی است كه آن معلوم بالذات از یك امر خارجی حاصل میشود. درست شد؟ حالا ما در مورد باری تعالی خیلی بخواهیم هنر بكنیم شقّ دوم آن علم حصولی ما را، كه همان عبارت از وجود ذهنی سابق بر آن معلوم بالذات خارجی است، آن قسم دوّم را ما به خدا نسبت میدهیم.
میبینیم تمام این اعیان خارجی كه اینها به ید قاهره پروردگار تعین خارجی پیدا كردهاند، قبلًا یك صورت ذهنی در ذات پروردگار داشتهاند. همینی كه ما فكر میكنیم این است دیگر، خیلی بخواهیم نسبت به پروردگار و ذات باری در كیفیت خلق بخواهیم خلاصه خیلی امتیاز به خدا بدهیم، میگوییم كه پروردگار كه نمیشود جاهل باشد نسبت به اعیان خارجی، نسبت به مخلوقات؛ قبلًا باید عالم باشد یعنی چه؟ یعنی یك پروندهای در ذاتش هست، در نفسش هست، یك گوشه دلش هست، فرض كنید این پرونده را باز میكند كه ملائكه را انشاءالله هر وقت ارادهمان تعلق گرفت این طوری درست كنیم ... صفحه دوّم را بزنیم شیاطین را این طوری درست كنیم، صفحه سوّم اجنه را فلان ... هنوز هیچ خبری نیست، اینها را یكی یكی، صفحهها، پرونده، یكی یكی در نفس خدا وجود دارد. مثل همان خطاطی كه در نفسش، در دلش، در وجودش، آن كیفیت خط نقش بسته، و بعد سعی میكند آن وجود خارجی خط را با آن وجود ذهنی منطبق دربیاورد.
وقتی كه كشیده سین را میكشد، كشیده را یكدفعه از این طرف نمیكشد، با همانی كه در نفس او هست منطبق است، شبیه كلام نفسی، كه متكلمین برای متكلم آن را اثبات میكنند؛ منتها این وجود ذهنی و ثابت به یك وجود ذهنی حضوری كه با ذات خود عالم یكی است، اتحاد وجودی دارد و از او جدا نمیشود. این وجود خارجی را منطبق بر همان وجود ذهنی میكند، لذا میگوید: حواسم را پرت نكن. چشمش را میبندد، در خودش فرو میرود، نمیگذارد صدایی او را مشغول كند، نمیگذارد حرفی چیزی او را مشغول كند، درست این قلم را میآورد میآورد اینجا، نگه میدارد؛ هآن! حالا شد! یعنی حالا با آنی كه در نفس هست چه شد؟. منطبق شد.
