
جلسه ۷۶۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 7/11/1433
جلسه ۷۶۰
10اما اگر علم عنائی را همان علم حضوری دانستیم كه خودنفس وجود شیء با تمام هویت خودش، و با تمام خصوصیات خودش در آن نفس و عندالعالم، عند المدرك و عند العالم و عند العارف تحقق دارد، دیگر در اینجا جهل به چه چیزی برای ذات باری حاصل بشود؟ به چه امری جهل برای ذات باری حاصل بشود؟ و چه تحوّلی برای ذات باری حاصل بشود كه قبلًا آن تحوّل نبوده است.
وقتی كه همه اعیان خارجی بر یك نسق واحد و بر یك وتیره و میزان واحد، در نفس عالم، همه آنها به علم حضوری وجود دارند، یعنی به وجودها العینی، و به وجودها الشخصی، به آن وجود شخصی و به همان وجود عینی در نفس باری حضور دارند. دیگر در این صورت تحوّل معنا ندارد، تغیر معنا ندارد، تبدل معنا ندارد. چرا؟ چون تفاوتی دیگر بین ابتدا و بین انتها نمیكند، فرقی نمیكند. دیگر نه انتهایی هست و نه ابتدایی هست، و نه حدّ وسطی هست. این را چه میگویند؟ علم حضوری. میگویند
پس بنابراین علم عنائی باری نسبت به همه اشیاء، این مسأله برای مسئله بدائی كه میخواهیم مطرح بكنیم ـ حالا یا مطرح كردیم حالا شاید ... ـ برای مسئله قضاء كلی، برای مسئله قدر، قدر جزئی، برای تمام اینها بسیار مهم است و حكم كلید را برای فهم این مسائل دارد كه چطور بداء با این نحو دیگر توجیه میشود؟. آیا بداء مخالف علم پروردگار است یا موافق و در طریق علم باری قرار میگیرد؟ مسئله قضاء و اختلافش با مسئله قدر چگونه دیگر در اینجا مطرح میشود؟ أ فرّ من القضاء إلی قدر اللَه عزّوجلّ1
دیگر در اینجا چه معنایی میتواند داشته باشد؟ همه اینها با همین مسئله علم حضوری در ذات باری، بدون تحوّل و بدون تغیر و بدون تبدل برای انسان در اینجا روشن میشود.
انشاءالله دیگر تتمهاش ...
تلمیذ: مبنای حضرت عالی را در رؤیت هلال میشود كه بیان بفرمایید.
- تفسيرالميزان ج ١٣ ص ٧٨ به نقل ازتوحيدصدوق رضوان الله عليه باب القضاء والقدرحديث ٨.
