
جلسه ۷۶۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 7/11/1433
جلسه ۷۶۰
7نقل میكنند ـ خدا رحمت كند ـ مرحوم آقای بهجت ایشان خب پیش آقای خوئی درس میخواندند دیگر. یكی از اساتید مرحوم آقای بهجت مرحوم آقای خوئی بودند. همین بحث را هم در اینجا ایشان هم به همین كیفیت مطرح میكردند و سرداً للقوم، قائل به امتناع مفاهیم متعدده با اراده واحده در خطاب واحد بودند.
یك روز ایشان میآید پیش مرحوم قاضی رضوان الله علیه و این مطلب را مطرح میكنند كه بله دیشب در بحث و درس آقای خوئی ایشان اینطور مسأله را مطرح كردند.
مرحوم قاضی میفرمایند: این مسأله به این كیفیت نیست. این عدم تحقق مفهوم مختلف، متعدد و معانی متعدد از لفظ واحد، مربوط به نفوس ضعیفه است و نفوس امثال ماهاست. اما آنها كه دارای نفوس قویه هستند و غالبه و حاكمه هستند، آن نفوس، میتوانند نسبت به ابعاد مختلف نفس خود حكومت كنند و غلبه داشته باشند، آنها میتوانند از یك لفظ معانی متعددهای را به اراده واحده و به خطاب واحد قصد بكنند. ما چون نفسمان ضعیف است قدرت نداریم، ما نمیتوانیم. فرض بكنید از یك معنا برای اراده دیگر نیاز به انصراف ذهن از این معنا به آن معنای ثانوی داریم، اما آنها ... و بعد ایشان فرمودند برو به آقای خوئی بگو: چطور اگر شما دارید در خیابان راه میروید، یك بچه هم در بغلتان هست، یك كاسه ماست هم كه این در دستتان هست، یكی میآید جلوی شما میایستد، سلام و علیك میكند؛ خب شما در حال واحد چند اراده در اینجا دارید.
یعنی انسان نسبت به مسائل عادی هم حتّی در بعضی از مسائل عادی میتواند چند اراده داشته باشد. با یك دست دارید كاسه ماست را نگه میدارید، با یك دست بچه را نگه میدارید؛ این میشود دو اراده. خب ارادهای كه با آن الآن بچه را نگه داشتهاید، با آن ارادهای كه كاسه ماست را نگه داشتهاید یكی است؟ خب دو تاست! در عین حال دارید با او صحبت میكنید، با این شخص هم صحبت میكنید و در عین حال هم مواظبید این آجر به شما نخورد، مثلا آن بالا عملهها دارند كار میكنند.
