اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 7/11/1433

جلسه ۷۶۰

16
  •  خب خر باشد! سفر كه سفر است! سفر سفر است، حالا مسافت در آن سفر آن موقع از یك تهران تا مشهد یك ماه طول می‌كشید با كجاوه و خر و یابو، حالا فرض كنید از این‌جا تا آن‌جا طول می‌كشد با طی السماء!

  •  حالا یك ساعت طول می‌كشد، از سفر بودن نیفتاد؛ آن ابتعادی كه در زمان شارع بود برای افراد، همان ابتعاد هم الآن هست، منتها فاصله زمانی در آن موقع كم است. در این گونه موارد خلاف است ما نمی‌توانیم بگوییم: نه، الآن سفرهایی كه الآن هست، این سفرها باید حتما سفر كره ماه باشد تا سفر حساب بشود! خب هر جای دنیا شما می‌روید، تا آن طرف دنیا، امریكا هم بخواهید بروید، بالاخره چهارده پانزده ساعت بیست ساعت بیشتر كه طول نمی‌كشد، فرض كنید كه حالا بگوییم نه هركس ...

  •  آقا امریكا آن طرف كره زمین، فرض بكنید كه ...

  •  باشد بالاخره با طیاره این تبدیل به هفده، هجده ساعت می‌شود؛ این خیلی به جایی برنمی‌خورد.

  •  خب این‌ها همه غلط است. آن موضوعی كه در زمان شارع، شارع رویش حكم می‌كرد، همان موضوع را الآن ما باید ملاك برای ترتب حكم قرار بدهیم. شارع در زمان خودش چه چیزی را موضوع برای دخول شهر قرار می‌داد؟ رؤیت قرار می‌داد.

  •  حالا این رؤیت باید رؤیت عادی باشد، منتها این رؤیت، كه به نحو عادی باشد، ولی نه آن رؤیتی كه در زمان شارع به هیچ‌وجه آن رؤیت به اصطلاح میسور نبود. در زمان شارع به واسطه غلبه اشعه شمس، به واسطه آن غلبه آن هلال وقتی كه تحت الشعاع قرار می‌گرفت، قابل رؤیت نبود. شارع نسبت به این حالت، حكم به دخول شهر نمی‌كرد. یعنی وقتی كه قمر هلال در تحت الشعاع قرار می‌گیرد، شارع می‌گوید صبر كن، هر وقت كه از تحت الشعاع خارج شد، آمد بالا، یك فاصله‌ای پیدا كرد كه به واسطه آن فاصله می‌توانی ببینی، الآن شمول رؤیت در این‌جا صدق می‌كند.