
جلسه ۷۶۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 7/11/1433
جلسه ۷۶۰
14میگویم دیگر؛ بنده خودم بارها گفتهام این را. بنده خودم پیش بزرگان بودهام، داشتهاند صحبت میكردهاند خیلیها و افرادی نشسته بودند و داشتند كلمات آنها را مینوشتند! من میدیدم اینها را عوضی مینویسد! یعنی این گوشش یك چیزی میشنید، این یك چیز دیگر دارد مینویسد! میگفتم: آقا این اشتباه است، این را گفتهاند. ا ...
با اینكه خودش آدم محترم و اهل اطلاع و فلان است؛ اما نیست فكر مشغول است. این از همان جاهایی است كه دو اراده در اینجا میآید، این مغز هنگ میكند. فرض كنید یكی اراده شنیدن و یكی اراده نوشتن.
این است كه میگویند سر درس آدم نباید بنویسد، مرحوم پدر ما همیشه به ما میگفتند هیچوقت سر درس ننویس. فقط صاف در چشم استاد نگاه كن ... و حتی میگفتند چشمت را هم برنگردان!
از توصیههایی كه مرحوم پدر ما ـ خدا رحمتشان كند ـ به من آن زمانی كه برای طلبگی آمده بودیم، ـ الآن هم طلبه هستیم! ـ وسنّمان كمتر بود. میگفتند صاف در چشمش نگاه كن، از توی چشمش حرف را بدزد! ببین چه از توی چشمش میفهمی، حالا چه برسد به اینكه چیزی بنویسی ... میگفتند هیچوقت سر درس چیزی ننویس، چون همین كه سر درس میخواهی بنویسی، یك چیز میبینی رد شد. چون میخواهد بشنود و بنویسد دیگر؛ این دو اراده میشود. آن وقت ما هم كه هنوز به آن مقامی كه مرحوم قاضی گفتهاند كه نرسیدهایم، ما فعلًا در همان پایینها هستیم، لذا گاهی اوقات اشتباه میشود، آنی كه میشنویم یك چیز است، آنی كه مینویسیم چیز دیگر از آب در میآید. مرحوم كمپانی ایشان میفرمودند كه خب عرف كه ...
این شخصی كه الآن آن واسطه آمده از مولا برای او نقل كرده، این عبد احتمال میدهد اشتباه كرده است، احتمال میدهد فراموش كرده، یا درست شنیده است، ولی از آمدن از آنجا تا اینجا نیم ساعت طول كشیده، یك كلمه یادش رفته است. یك تأكیدی كه باید در این كلام باشد، آن تأكید را از ذهنش ذهول پیدا كرده است، مطلبی كه را كه او میگوید با مطلبی كه مولا میگوید دو تاست، اما نسبت به او حجیت دارد. آیا این در ذهن خودش جعل حكم مماثل كرده یا نكرده؟ جعل حكم مماثل كرده؟، جعل حكم مماثل كرده است دیگر. پس این هم دارد جعل حكم مماثل میكند، فرقی نمیكند، منتهی اسمش خب فرض بكنید كه آن نیست، حقیقتش كه همان است. یعنی نمیآید همان حكم مولا را به همین بدهد. میگوید چاره ندارم، چون به او ثقه دارم، مجبورم به آن عمل كنم. همین كه میگوید مجبورم، یعنی دارد جعل حكم مماثل میكند؛ غیر از این است؟ هان؟ پس اشكال وارد است. درست شد؟ این را فرض بكنید كه در اینجا.
