
جلسه ۷۶۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 7/11/1433
جلسه ۷۶۰
13اما عرف كه اینها را نمیفهمد. مرحوم كمپانی میفرماید عرف كه اینها را نمیفهمد. منظور عرف از حجیت، همان صحت مؤاخذه است، صحت مؤاخذه و صحت عقاب است. این را عرف میفهمد؛ جعل حكم مماثل و وضع و جعل و اینها، چیزهایی است كه ما آخوندها آمدیم این چیزها را در آوردیم!
این عرف بیچاره میآید فرض بكنید كه میگویند بكن، بكن، نكن، نمیكند دیگر؛ حالا بیاییم بگوییم جعل مماثل و در مقام حكم ظاهر و ظن و ظنون معتبر و این حرفها ...
ایرادی كه بنده در اینجا وارد كردم این بود كه شرع در جعل حكم مماثل اتفاقاً از عرف اخذ كرده است، منتها در بعضی از موارد، خود شخص نسبت به كاری كه دارد نفس او در یك واقعه انجام میدهد، آگاه نیست. بعد گفتم كه: حالا مثال میزنم. گفتم جنابِ عرض میشود كه ـ مرحوم كمپانی بسیار مرد بزرگی بودها! ما همه ریزهخوار و طفیل خوان این بزرگان هستیم؛ منتها خب بالاخره علی كل حال مباحث علمی جای خودش را دارد ـ این حالی كه یك عرف، یك بنده، در مقام اطاعت از مولا، حالی كه نسبت به تخاطب شخصی و بلاواسطه از مولا در او پیدا میشود با حالی كه به واسطه است یكی است؟ یعنی وقتی كه یك بنده نشسته در كنار مولا، و مولا بدون واسطه خودش القاء یك امری را میكند، یا القاء یك نهیی میكند، این دیگر ظنّ نسبت به حكم مولا پیدا میكند یا اینكه قطع است؟ خب قطع است دیگر. یعنی حال او نسبت به این ... لذا نه شك میكند، نه شبهه میكند، نه احتمال مخالف ... تطرق هیچ احتمالی در اینجا معنا ندارد. این چیست؟ این همان وصول به واقع است، این همان وصول به علم و معرفت است. اما اگر همین امر مولا را یك نفر آمد به او چه كرد؟ رساند. یك واسطه در اینجاست؛ این دیگر یقین ندارد. از باب سعه واتخاذ و استمرار بر سیره عقلائیه و از باب وثاقتی كه شخص به رفیق یا فرد دارد، میآید طبق دستور این عمل میكند، ولی احتمال میدهد این اشتباه كرده باشد، گوشش نشنود.
