
تبیین حقیقت علم الهی به حقایق هستی
نقد دیدگاههای رایج در باب قضا و قدر و علم به معدومات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله علم الهی و نسبت آن با حقایق خارجی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج پیرامون قضا و قدر و مسئله «لف و نشر» آغاز میشود و با بررسی این پرسش کلیدی ادامه مییابد که آیا علم میتواند به معدوم تعلق بگیرد یا خیر. در ادامه، با تکیه بر شواهد تجربی و مشاهدات عرفانی، این نکته تبیین میشود که آنچه اولیاء الهی از آینده یا امور پنهان مشاهده میکنند، نه یک امر معدوم یا خیالی، بلکه حقیقتی موجود در وعاء خاص خود است. در نهایت، با رد انگاره جهلِ زمانی نسبت به ذات باریتعالی، این نتیجه حاصل میشود که علم الهی، علمی تفصیلی و همیشگی به تمام تعینات هستی است و خلایق در مراتب وجودی خود، همواره در محضر علم الهی قرار دارند.
تبیین حقیقت علم الهی به حقایق هستی
1درس هفتصد و پنجاه و نهم
ادامۀ بحث علم عنائى و علم بارى نسبت به حقائق خارجیه
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
در بحث فلسفه اگر درنظر رفقا باشد صحبت در مُثل افلاطونیه بود و صحبت به اینجا رسید که مطلب آنها خیلى هم نمىتواند دور از واقعیات باشد. بحث مثل افلاطونى به اینجا کشیده شد که تمام حقائق عالم وجود و ...
عجیب اینجاست که من همین مطلب را در کلام مرحوم صدرالمتألهین در خود اسفار دیدهام. ندیده بودم و فراموش کرده بودم اما دیشب که نگاه مىکردم ببینم مطلب کجاست، تصور من بر این بود که بحث عالم قضاء و قدر و مسائل قضاء و قدر تمام شده و خواستم بیایم ادامۀ همان بحث مُثل را در کلام مرحوم آخوند ادامه بدهم اما دیدم عجیب اینکه خود ایشان به این قضیه اشاره کردهاند منتها بعد یک ایرادى وارد مىکنند که ایرادشان را مىشود به یک نوعى پاسخ داد.
عدم تعلق علم به معدوم
عدم فرق علم باری و علم ما نسبت به معدوم
اگر در نظر رفقا باشد در مسئلۀ علم عنائى و علم بارى، نسبت به حقائق خارجیه عرض شد که علم هیچگاه به معدوم تعلق نمىگیرد و از نقطهنظر اینکه معدوم و العدم نه مُخبَر است و نه مخبرٌ به و از این نقطهنظر بین آثارش که متعلق به وجود بارى است یا آثارش که متعلق به ماست ـ از هردو جهت ـ تفاوتى نمىکند. یعنى به همان اندازه که ما نسبت به یک معدوم اطلاع نداریم، بارى هم نسبت به آن معدوم اطلاعى ندارد چون عدم است و وقتى که عدم باشد دیگر دراینصورت فرقى بین بارى و غیر بارى، فرقى بین ولىّ و غیر ولىّ، فرقى بین امام و غیر امام از این نقطهنظر نیست. چون العدمُ عدمٌ و لیس بِشىء حتى یُخبَرُ عنه أو یُخبَرُ به.
نقد بر نظر بزرگان در باب لفّ و نشر در مسئلۀ قضا و قدر
