
جلسه ۷۵۹
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 6/11/1433
جلسه ۷۵۹
4یا مسائلی كه نسبت به آینده درخواب می بینید.
عرض كردم خدمت رفقا، وقتی كه بعضی مطالب مشاهده میكنند، مطالب را وقتی مشاهده میكنند، توضیحاتی داده ام. وقتی امام علیه السلام نسبت به آینده خبر میدهد، وقتی كه نسبت به یك قضایایی كه الآن از دید او پنهان است خبر میدهد، امام چه چیزی را میبیند؟ چشم امام كه از این دیوار نمیتواند رد بشود، حالا امام باشی یا هرچه؛ بالاخره همین است: قرنیه است و عنبیه و شبكیه و عصب و ریتین و فرض بكنید كه همین سلسله اعصاب و بینایی كه برای همه هست برای امام هم هست.
این چه داستانی است كه ما با اینكه این مسئله از دید ما معدوم است، ولی از دید امام این مسئله معدوم نیست؟ این چه قضیهای است؟ خبر میدهد، مو به مو و ذره به ذره و عین همان واقع، آن مسئله اتفاق میافتد، این چه قضیهای میتواند باشد؟ حالا نه تنها نسبت به ما، خیلی افراد، خیلی اشخاص، اشخاص عادی، اینها هم همینطور، آن ها به همین وضعیت و به همین كیفیت هستند.
حالا ما كاری به علم باری نداریم. از اوضاع و احوال خارجی و احوال خارجی و آنچه كه مورد مرئی و شهود ما هست، استقرائاً و به عنوان حكم بتی، قطعاً میتوانیم اثبات امر موجود خارجی بكنیم، نه موجود ذهنی. چون اگر موجود ذهنی باشد، خب این ذهنش یك چیزی خلق میكند، این ذهنش چیز دیگر خلق میكند. چرا آنی كه من دیدم عین همان را شما در خواب دیدی و هیچ تفاوت نمیكند. چه ارتباطی بین من و بین شماست؟ چرا آنی را كه فرض بكنید كه افراد میبینند همه مثل همدیگر است و عین هم است؟ آیا این بر حسب صُدفه و اتفاق، اتفاق میافتد یا بر اساس یك حقیقت خارجی است؟
الآن من این ظرف آب را دستم میگیرم، همه شما یك چیز میبینید. این طور نیست كه یكی در دست من ظرف آب ببیند، آن یكی یك كدوی سه منی ببیند! نه بابا این همین است. آن یكی یك هندوانه ببیند، آن یكی یك خربزه ببیند، آن یكی یك جلد كتاب، تمام افرادی كه در اینجا هستند چون از نقطه نظر مرئی و منظر مشترك هستند، همه یك امر و احد را مشاهده میكنند و آن همین چیزی است، لذا میآیند خبر میدهند، می گویند: بله آقا این چیزی كه در دست شما هست، سرش یك همچنین خصوصیاتی دارد، رنگش اینطور است، یك مقدار پایینترش كاغذ است و درست هم میگویند. خود من هم لمس میكنم و میبینم كه كاغذ است، این مقدار كاغذ است. این مقدار ... دقیقه به دقیقه ذره به ذره سانت به سانت آن مشاهد برای یك نفر، مانند مشاهد برای اوست. چرا؟ چون این یك امر موجود خارجی است، امر ذهنی نیست تا اینكه یك معما و یك مسابقه بیست سؤالی باشد من بگیرم در دستم: آقا این چیست؟
