
جلسه ۷۵۹
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 6/11/1433
جلسه ۷۵۹
3این فعلیت در آن بحثی نیست، و علم نسبت به این فعلیت هرچه باشد همین علم نسبت به معلوم است، چیزی نسبت به معدوم نیست تا اینكه شما بگویید بر اساس آن مطالبی كه قطعاً اتفاق میافتد علم به آنها تعلق گرفته كه هیچ هم تعین خارجی ندارد. چیزی نیست كه علم [بر اوتعلق بگیرد] ...
خدا هم نمیتواند از این آینده سیب، دانه سیب خبر بدهد اگر آن آینده آینده معدوم باشد. در یك آتیه معدوم و در یك آینده معدوم همانطور كه ما نسبت به مسئله جهل داریم، همانطور ذات باری نسبت به مسئله جهل دارد، تفاوتی نمیكند؛ و اصلًا اطلاق جهل در اینجا غلط است.
خب البته نسبت به ذات باری این اطلاق صحیح نیست، و گرچه واقعیت همین است، چرا؟ چون آینده معدوم است، آینده كه معدوم شد، تفاوتی نمیكند چه بین یك ثانیه، چه بین یك ساعت، چه بین یك سال و چه بین یك دهر. آینده معدوم است، وقتی كه معدوم باشد المعدوم لا یخبر و لا یخبر به.
خب این مطلب را ما تا به اینجا رساندیم. حالاما به شواهد خارجی و به حقائق خارجی اصلًا كاری نداریم كه آن قضایای خارجی و احوال خارجی و شواهد خارجی همه حكایت از یك حقیقت میكند.
شما یك فردی را در خواب میبینید، كه اصلًا در عمرتان آن فرد را ندیدهاید، اصلا ندیدهاید، بعد از یك هفته با او برخورد میكنید میگویید عین اوست، ابرو و چشم و سر و صحبت كردن و ... عین او خواهد بود. اگر این فرد معدوم است چه فرق میكند كه این از دید شما معدوم باشد یا اصلًا از وجود معدوم باشد؟ تفاوت چیست؟ وقتی كه شما نتوانید یك فردی را ببینید، بین شما و بین او حائل است، دیوار است، او در شهر دیگری و شما در شهر دیگری هستید، پس از كجا خواب او را میبینید؟ از كجا بعد متوجه میشوید وقتی كه مشاهده میكنید، آن عین انطباق را شما حفظ میكنید؟ این تطابق آیا یك تطابق صُدفیه است، خب پس چرا شما به شكل دیگر ندیدید؟ اگر قضیه بر حسب تصادف است، پس چرا به اشكال دیگر این ظهور پیدا نكرده؟ حتما خودش است، حتما عین اوست، حتما ...
