
جلسه ۷۵۹
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 6/11/1433
جلسه ۷۵۹
6خب این كه نه امام رضا بود نه ولایت امام رضا را داشت. آن كه دیگر امام است و حسابش جداست. عین آن چه را كه گفت اتفاق افتاد، اسمش را هم فاطمه گذاشتند، الآن هم آن شخص زنده است، چند تا بچه هم دارد. خب این چه چیزی را الآن دارد مشاهده میكند؟ همینطور رجماً بالغیب حرف زد؟ خب چرا جور دیگر در نیامد؟ اگر قرار است رجماً بالغیب باشد خب یك چیز دیگر دربیاید، پسر دربیاید! اصلًا در نیاید!
این چه رجماً بالغیبی است كه عین همانی كه میگوید در میآید و همان خصوصیاتی هم كه میگوید در او هست. در حالی كه همه میگویند، نه مرد و نه زن هیچكدام قابلیت برای انتاج را ندارند. درست شد؟ عین آنی كه در خارج است از آن خبر می دهد. این پیرمرد چه چیزی را دیده كه وقتی تعین خارجی پیدا میكند با محكی چه میشود؟ با آن حاكی او، با آن كلام او، با آن جمله او، آن محكی خارجی با این حاكی با همدیگر منطبق است. چه چیزی را دیده؟ این كه معدوم بوده است. پس معلوم است معدوم نباید باشد. این نباید معدوم باشد، اگر معدوم باشد خدا هم نمیتواند خبر بدهد. نه چیز معدوم را كسی نمیتواند خبر بدهد. درست؟
پس معلوم میشود یك چیزی بوده است. حالا این كه بوده، آیا دلیل بر این است كه ما هم باید اطلاع پیدا كنیم؟ نه خیر! این یك مطلب دیگر است. مگر قرار بر این است كه ما بر همه چیز اطلاع پیدا كنیم؟ وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا1. دو تا ورق خواندهایم خیال كردهایم حالا كرات را فتح كردهایم. وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا. درست شد؟ پس بنا بر این باید یك امر خارجی باشد. دیگر شما برای پیدا كردن برهان نیاز به چه مقدماتی دارید؟ نیاز به چه مبادی دارید؟ استقرا، اولیات، مشاهدات، تمام این اقترانات، این اموری كه موجب برای حصول امر ضروری و بدیهی است و بر طبق امر ضروری است.
- سوره اسراء (١٦) آيه ٨٥
