
جلسه ۷۵۹
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 6/11/1433
جلسه ۷۵۹
10این علم به چه تعلق گرفته؟ به عدم كه نمیشود تعلق بگیرد. اگر بگوییم كه علم پروردگار به هیچ تعلق گرفته، پس بنا بر این خدا باید چه باشد؟ ما در اینجا جهل را نسبت به پروردگار العیاذ بالله ساری كردهایم در حالی كه إن الله هو العلیم جهل از صفات سلبیه است، نفی جهل از پروردگار چه چیزی را اقتضا میكند؟ اثبات علم تفصیلی، نه علم اجمالی. اجمال چیست آقا؟ اجمال را بگذارید كنار! اثبات علم تفصیلی به تمام حقایق اشیاء به تعین خارجی إلی ما لا نهایه. خب لازمه این حرف چیست؟ لازمه این حرف این است كه از زمانی كه خدا خدایی میكرد تمام اشیاء همه وجود داشتند، وجود خارجی داشتند! وجود خارجی و وجود عینی داشتند! نه اینكه اینها همه در رتبه مساویاند. ها! مسئله علت و معلول جای خودش را دارد؛ صحبت در عدم وجود برههای است ـ حالا زمان كه غلط است بگوییم ـ تصور وجود برههای در ذات پروردگار كه این برهه نسبت به مخلوق و نسبت به معلول، آن برهه درآن جهل باشد، جایز است یا نه؟ امكان ندارد! پس بنا بر این تا خدا خدایی میكرد، خلائق بودهاند، تا خدا خدایی میكند، خلائق هستند و تمام اینها معلول برای آن ذات باری هستند1 این آن چیزی بود كه ما تا به حال در صدد اثباتش بودیم و این را خدمت رفقا تا به حال عرض كردیم، منتها حالا تفصیلش راگفتیم. حالا نسبت به مسائل قضاء مبرم و قضاء غیر مبرم انشاءالله دیگر برای فردا.
- براى اطلاع بيشتر براين موضوع رجوع شودبه امام شناسى ج ١٥ ص ٢٨٢ تا ٢٨٤ ومعادشناسى ج ٦ ص ١٩٥ تا ١٩٨
