
نسبت دیدگاه انسان با واقعیتهای خارجی
تحلیل نقش ذهن در درک قضایای ثابت و متغیر
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه دیدگاه و ذهنیت انسان در مواجهه با حقایق هستی میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا ذهن انسان واقعیتهای خارجی را میسازد یا تنها از آنها حکایت میکند. استاد با نقد این دیدگاه که ذهن، خالق واقعیت است، بر استقلال حقایق خارجی تأکید کرده و با مثالهای ملموس از زندگی روزمره، نشان میدهند که چگونه انسان حتی نسبت به اموری که هنوز در زمان محقق نشدهاند، حکم به ثبوت و استقرار میکند. این سیر استدلالی، مخاطب را به این نتیجه رهنمون میسازد که عالم ثابتات، حقیقتی است که در فطرت و نفس انسان حضور دارد، هرچند انسان به دلیل انس با عالم ماده و زمان، از این حقیقت غافل است. در نهایت، این بحث دریچهای را به سوی فهم عوالم غیب و درک این نکته میگشاید که تمامی عوالم وجود در نفس انسان منطوی است و آگاهی از آنها، نه یک پدیده جدید، بلکه بازگشت به حقیقتی است که پیشتر در نهاد آدمی وجود داشته است.
نسبت دیدگاه انسان با واقعیتهای خارجی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه دیدگاه و ذهنیت انسان در مواجهه با حقایق هستی میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا ذهن انسان واقعیتهای خارجی را میسازد یا تنها از آنها حکایت میکند. استاد با نقد این دیدگاه که ذهن، خالق واقعیت است، بر استقلال حقایق خارجی تأکید کرده و با مثالهای ملموس از زندگی روزمره، نشان میدهند که چگونه انسان حتی نسبت به اموری که هنوز در زمان محقق نشدهاند، حکم به ثبوت و استقرار میکند. این سیر استدلالی، مخاطب را به این نتیجه رهنمون میسازد که عالم ثابتات، حقیقتی است که در فطرت و نفس انسان حضور دارد، هرچند انسان به دلیل انس با عالم ماده و زمان، از این حقیقت غافل است. در نهایت، این بحث دریچهای را به سوی فهم عوالم غیب و درک این نکته میگشاید که تمامی عوالم وجود در نفس انسان منطوی است و آگاهی از آنها، نه یک پدیده جدید، بلکه بازگشت به حقیقتی است که پیشتر در نهاد آدمی وجود داشته است.
نسبت دیدگاه انسان با واقعیتهای خارجی
14انطوای همۀ عوالم وجود در نفس انسان
بنابراین روی این جهت ـ البته این را عرض کردم حالا إنشاءالله جلسۀ بعد تتمۀ این مسئله را [توضیح میدهیم] ـ همین حالت حضورى که ما بهواسطۀ انس به ماده و عالم شهادت داریم، وقتى که این تصور قوى بشود و جنبۀ تجرد زیاد بشود همین حضور را ما در عوالم دیگر حس مىکنیم! وقتى که عرفاء در مشاهدات و مکاشفات خودشان مىگویند: ما وقتى به این عوالم رسیدیم دیدیم اینها را قبلاً مىدانستیم، برای این است! یعنى ما اینجا آمده بودیم و از اینجا خبر داشتیم! ناشناس نیست!
دواؤَک فیک و ما تُبصر *** و داؤُک منک و لا تشعُر و أنت الکتابُ المبین الذی *** بأحرفه یظهَر المضمر أتزعُم أنّک جرمٌ صغیر *** و فیک انطوَی العالمُ الأکبر1 این برای همین است که همۀ عوالم وجود در نفس ما مُنطوى است منتها ما اطلاع نداریم. وقتى که به او مىرسیم با یک پدیده و با یک حادثۀ جدید برخورد نمىکنیم و مىگوییم که اِ! ما این را مىدانیم!
مثلاً دربارۀ امام زمان عجّل الله تعالی فرجه داریم که وقتى حضرت ظهور مىکنند، مىگوییم که اِ! ما ایشان را مىدیدیم منتها نمىشناختیم!2 در خیابان مىدیدیم یا در فلان مجلس میدیدیم یک آقایی آنجا در فلان مجلس ذکر مصیبت یا در فلان مجلس ائمه نشسته است، میدیدیم نشسته اما توجه نمىکردیم، [فکر میکردیم که] مثل یکى از واردین و مثل یکى از افراد است. پس این امام زمان بود؟! عجب! عجب! ببینید! این حالت انس در آنجا ظاهر مىشود. انسان وقتى که به آن عوالم مىرسد یک همچنین حالتى را در آنجا احساس مىکند.
تلمیذ: این حالتى که درون اشخاص ایجاد مىشود، بالأخره آنها احساس مىکنند که واقعۀ خارجى است یا ذهنیت شخص است؟ آنهایى که هیپنوتیزم انجام میدهند فرضاً فکر مىکنند که این آب داغ است درحالىکه آب سرد است ولى مىگویند که دست طرف مىسوزد! این معلوم است که منبعث از یک واقعیت خارجى نیست بلکه حالت نفسانى اوست.
- . دیوان امام علی علیه السّلام، ص ١٧٥، با قدری اختلاف. افق وحی، ص 294.
- . من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص 5۲۰؛ كمال الدین، ج ۲، ص ۳5۰؛ دلائل الإمامة، ج ۱، ص 5۳۲، با قدری اختلاف.
