اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 29/6/1433

نسخه عربی

جلسه ۷۵۸

9
  •  پس بنابراین مسئله فقط به دیدگاه برمی‌گردد؛ واقعه در خارج تغییر پیدا نمی‌كند. یا شخص بالاخره می‌آید، یا اینكه شخص نمی‌آید. در آنجایی كه ما یقین به یك مسئله داریم، حكمی كه می‌كنیم، صحبتی كه می‌كنیم، تعبیری كه می‌كنیم، عبارت‌هایی كه به كار می‌بریم، اصطلاحاتی كه به كار می‌بریم، همه این اصطلاحات، اصطلاحات تحقق یك امر خارجی است. اما نسبت به آن مسائلی كه احتمال وقوع می‌دهیم، آن جنبه احتمال را در نظر می‌گیریم: نمی‌دانیم، نمی‌دانیم می‌شود یا نمی‌شود. وقتی نمی‌دانیم می‌شود یا نمی‌شود، خب بلند نمی‌شود برود پلو درست كند، چلو خورشت درست كند؛ نمی‌داند. با نمی‌دانم و با شك، شما به بازار نمی‌روید میوه و موادّ غذایی و امثال ذلك برای مهمانی بگیرید. وقتی‌كه مطمئن شدید، مطمئنی كه هنوز نیست، ولی در عین حال شما مطمئنید. وقتی‌كه دعوت می‌كنید یك نفر را منزلتان، مطمئنید یا نه؟ اگر مطمئن نبودید كه بلند نمی‌شدید بابا به زن و بچه بگویید بلند شو شام درست كن، نهار درست كن. چون اطمینان دارید، در عین حال كه مسئله به حساب شما معدوم است. پس شما به یك امر معدوم، حكم امر محقق الوجود كردید كه وجودش محقق است، نه وجودش محتمل است. چرا؟ چون دیدگاه شما نسبت به این قضیه دیدگاهِ مثبت است. نسبت به این مطلبی كه الآن دارد انجام می‌شود دیدگاه منفی نیست.

  •  روی این جهت، همان‌طوری كه عرض كردم، این واقعه خارجی، مسائل خارجی، هیچ ارتباطی به دیدگاه ما ندارند. این منزل، برای خودش ثابت است، یعنی الآن كه ساعت شش و نیم گذشته، ما همین حكمی را می‌كنیم كه یك ربع پیش وقتی گفتم ساعت شش و ربع است الآن همان را می‌كنم؛ هیچ تفاوتی نیست. یعنی آیا الآن دیدگاه من نسبت به این فضا با بیست دقیقه پیش كه من صحبت می‌كردم تفاوت كرد؟ رنگ آجرها فرق كرده؟ چراغ نورش كم و زیاد شده؟ موقعیت و وضعیت جلوس رفقا و دوستان تغییر پیدا كرده؟ نه. به اندازه یك میل هم می‌توانم قسم بخورم آقای فلان در اینجا نشسته‌اند، یك میل از جایش تكان نخورده؛ حالا یك سانت، می‌توانم بگویم تكان نخورده‌اند. آقای كذا كه در اینجا نشسته‌اند، همین‌طور كه صاف دارند به من سیخكی نگاه می‌كنند، همین‌طوری هم بیست دقیقه پیش، به من نگاه می‌كردند. هیچ تغییری نكرده. آقای فلان كه در آنجا چهار زانو نشسته بودند، دو زانو نشدند. عین همین صحنه، عین همین موقعیت، حالا نسبت به خصوصیات افراد یك حركت‌هایی هست، اما نسبت به این فضا و این‌ها چه؟ نسبت به فضا، وقتی‌كه ما می‌گوییم زمان امر عدمی را به وجود می‌آورد، چطور الآن دیدگاه من با قبل هیچ فرقی نكرد و من یك حالت مستمر را از ساعت شش، كه شروع كردیم همین‌طور دیدم تا الآن كه ساعت شش و سی پنج دقیقه است. سی و پنج دقیقه، یك حالت من مشاهده كردم و الآن هم می‌توانم قسم حضرت عباس بخورم این عقربه وقتی به ساعت هفت می‌رسد هم همین است، هنوز نیامده. این حالت من، كه الآن من این را احساس می‌كنم، حكایت از این می‌كند: من كه الآن با عالم ماده و عالم شهادت انس دارم، این انس من با این عالم اقتضا می‌كند حكم ثابت بكنم ولو در زمانی كه هنوز نیامده. لذا همین دیدگاه من در ساعت شش و سی و پنج دقیقه كه الآن هست، با این نظر و بینش من، با من در ساعت شش و ربع می‌بینم یكسان است؛ سر مویی تفاوت نكرده. فقط تفاوتش این است كه می‌گویم ها! دیدی درست گفتم؟ ها! دیدی درست گفتم، این به خاطر این است كه آن موقع نمی‌توانستم بگویم، الآن كه ساعت شده شش و سی و پنج دقیقه، الآن دیگر می‌توانم بگویم. دیدی حرفم درست بود؟ ـ بعضی اوقات درست در می‌آید دیگر! همیشه نیست كه آدم حرفش غلط باشد! گاهی اوقات هم درست در حرف‌هایش می‌زند! ـ او كه فقط معصوم است كه تمام حرف‌هایش درست است؛ ما همه حرف‌هایمان سه خط در میان یكی‌اش، چهار خط در میان یكی‌اش، پنج خط در میان یكی‌اش، تا حدودی یك چیزی هست یك قدری.