
جلسه ۷۵۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 29/6/1433
جلسه ۷۵۸
7میگویید آقا هر وقتی كه پاسپورت را گرفتی، نمیدانم آمدی، در فرودگاه میخواستی بیایی، آن موقع به من زنگ بزن. وقتی كه آمد در فرودگاه سوار طیاره شد، زنگ میزند آقا آمدم. ها! الآن حالتان عوض شد، چرا عوض شد؟ در حالتی كه امر واقع یكی است. چرا حال شما عوض شد؟ چون در اینجا عدم بر نظر شما حاكم بود. چون عدم بر تصور و بر نفس شما حاكم بود، ترتیب اثر هم ندادید، همینطوری گرفتید نشستید دست روی دست نگاه كردید. بفهمیم میآید یا نمیآید؛ بالاخره تكلیف ما روشن بشود كه میآید یا نمیآید. اینی هم كه الآن محتمل الوقوع است، شما میبینید نسبت به آن ایستادهاید، توقف كردهاید. دیدگاه شما، منظر شما، چون بر آن عدم غلبه دارد، میبینید ایستادهاید. درست شد؟ اما اگر نه، مسائل از دیدگاه شما جنبه حضور دارد، جنبه ثبوت دارد، صحبتی كه میكنید، صحبت امر متحقق الوقوع و فعلیت پیدا كرده میكنید. حرفی كه با دیگران میزنید: آقا امشب تشریف بیاورید منزل، فلان شخص هم میآید.
حالا هنوز فلان شخص نیامده، سوار طیاره شده؛ اما نمیگویید این طیاره یك وقتی ممكن است از آن بالا ساقط بشود، نمیگویید، در فكرتان هم نمیآورید. چرا؟ چون به طور معمول طیاره ساقط نمیشود. البته خب اینجا چرا! اینجا مثل اینكه فرق میكند! اگر برسد به طور معمول خیلی عجیب است! ولی به طور معمول نمیشود، البته این خیلی فوایدی دارد، از جمله فوایدش این است كه توكل انسان در اینجا، در جای دیگر نه! در جای دیگر، در كشورهای دیگر اصلا توكل ندارد انسان! غرق مادیات در مادیات است! اینجاست كه توكل انسان میرود بالا، جنبه توحید انسان، اینها همهاش به خاطر ایمان استها! جنبه توحید، جنبه توكل، جنبه اتكّاء بر خدا، اتكّاء بر قدرت خدا و أمّن یجیب ...
ما یك دفعه داشتیم از یك جا به جایی میرفتیم، همه جور در طیاره بودند و آنچنانی و ... قضیه دچار حادثهای شد و چرخش باز نشد و تكاآنهای شدیدی هم داشت و چرخه داد و برگشت و خیلی طول كشید. آقا همینها، همین مردم وقتی دیدند یك خطری آمد، همچنین صلوات میفرستادند! حالا به عمرش هم یك صلوات نفرستادهها! همچنین خدایا و دعا و اینها از آن ته دل ... این اصلًا شاید به عمرش یك یا الله هم نگفته! آنجا، وقتی میبیند خطر پیش آمد، آنجا انسان هوس میكند. اینها همه برای چیست آقا؟ خب توكل آدم میرود بالا! گاهی اوقات خدا نشان میدهد یك آیهای نشان میدهد، كه انسان خیلی به خودش نبالد، ننازد، گول نخورد، این دنیا گولش نزند، به این دنیا فریفته نشود، مادیات او را نگیرند، بگوید كه نه بابا! یك چیزهای دیگر هم هست این بالا. در اینجا، این مسئله خیلی قوی است! یعنی انسان واقعاً دیگر موحّد میشود، چند سال اینجا بماند اصلًا موحّدش زده بالا و رفته بالا و و عرض كنم كه بقاء بعد از فناء هم پیدا كرده! فناء كه سهل است! بقاء هم پیدا كرده! علی كلّ حال، بگذریم. خب اینها همه از محسّنات مسئله است.
