
جلسه ۷۵۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 29/6/1433
جلسه ۷۵۸
3پس واقعیت خارجی هیچ ارتباطی به دیدگاه ما ندارد؛ چه بسا انسان نسبت به یك واقعیت یك دیدگاهی دارد، بعد از دو روز یا یك هفته مشخص میشود كه دیدگاه او باطل بوده و نسبت به فرد به خلاف قضاوت كرده، نسبت به این قضیه به خلاف حكم كرده، نسبت به این مسئله دچار اشتباه شده، مسئله برایش مشتبه شده. روی این جهت، این واقعهای كه در خارج اتفاق میافتد، براساس صرفاً دیدگاه فرد است كه حكم میكند بر عدم، یا اینكه حكم میكند بر گذشته و بر مُضی واقعه و حادثه؛ نفس آن واقعیت خارجی چه حقیقتی دارد؟ چه هویتی و چه ماهیتی دارد؟ مسئله و صحبت در آن است. من حكم میكنم بر اینكه حقایقی كه در اینجا هست، آن حقایق فقط در ارتباط با وجود من تحقق دارد، اگر وجود من اقتضا كند انطباق با یك واقعیت را، میگویم پس این هست. اگر وجود و حضور من اقتضا نكند، پس میگویم نیست.
حالا من یك مثال میزنم: ما الآن در اینجا آمدیم، الآن حضور این اتاق را، ستونها را، آجرها را، این سقف و این فرش و این حضور افراد را، همین الآن احساس میكنیم یا نمیكنیم؟ چون ما گفتیم در «آن» گفتیم كه حركت میكنیم؛ یعنی همراه با زمان هم، ما در حال حركت و سیر هستیم جدا نیستیم. مثل زمین كه گردش میكند، با آن جوّی كه دور اوست گردش میكند، نه اینكه زمین برای خودش بگردد، آن جو هم برای خودش بگردد؛ هركدام برای خودمان! اگر اینطور باشد هركدام پرت و پلا میشویم، یكی از اینطرف میرود، یكی از آنطرف! اینكه الآن ما هستیم این است كه ما در این جو همراه با زمین داریم جلو میرویم، لذا جوّی احساس نمیكنیم، فقط زمین را میبینیم. ما كه الآن در این «آن» سیر و حركت میكنیم، همیشه خود را ثابت میبینیم؛ هیچ خودتان را تا بهحال در حال حركت دیدهاید؟ مگر اینكه از اینجا بلند شوید بروید در آنجا. اما وقتیكه در یك جا بنشینیم و نسبت به یك مطلب دقت كنیم، با خودمان ثابت میبینیم؛ این در الآن در مقابل من ثابت است، نمیچرخد حركت نمیكند. افرادی كه الآن در جلوی من هستند، همه اینها نشستهاند و دارند گوش میدهند، ثابتند، من هم در اینجا نشستهام ثابتم، فقط آنكه در حال حركت است، این زبان ماست كه به این حرفها میچرخد ـ به مسائل سر كاری! ـ فقط آن حركت میكند و الّاا همه بندگان خدا نشستهاید و خیال میكنید چه خبر است! همینطور زبان ما میگردد.
