اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 29/6/1433

نسخه عربی

جلسه ۷۵۸

2
  •  فرض كنید یك واقعیتی در خارج اتفاق می‌افتد، شما می‌بینید دو شخص پیش شما می‌آیند و هر دو گزارش این واقعیت را می‌دهند؛ یكی می‌گوید فلان قضیه‌ای كه اتفاق افتاد این سر تا پا مسائل خلاف بوده و شخص در مقامِ توطئه و تبیین مسائل بر خلاف بوده. نفر دیگر همین قضیه را ـ كه هر دو با هم دیده‌اند ـ می‌آید درست صد و هشتاد درجه به شما گزارش می‌دهد كه نه! این بسیار بسیار آدم خوبی بوده و در حرف‌هایش صداقت داشته و فرد از این نقطه نظر بسیار صادق، صاف و بی‌غلّ و غشی بوده. ببینید! واقعیت خارجی یكی است، یا آن فرد فرد دروغ‌گو و متقلّب و كلكی است، یا اینكه فرد صادق و صاف و بی‌غلّ و غشی است، از این دو كه خارج نیست. حرفی هم كه از دهانش در آمده یك حرف بوده، دو جور كه نزده. دو نفر این واقعه را شنیده‌اند و دیده‌اند، دو نفر نسبت به این واقعه قضاوت مختلف ارائه داده‌اند، پس قضاوت ما واقعیت خارجی را عوض نمی‌كند؛ میزان انطباق ما را با این واقعیت خارجی فقط حكایت می‌كند نه اینكه بخواهد بیان كند.

  •  برای خودِ بنده بسیار اتفاق افتاده در یك مسئله‌ای كه یك نفر قضیه‌ای بیان می‌كند من اعتماد نمی‌كنم؛ بعد كه افراد مختلفی را نسبت به آن مسئله وارد می‌كنم می‌بینم كه اشتباه نقل كرده. وقتی افراد متعدد بشوند، طبعاً میزان خلاف ضریبش پایین می‌آید. اینجاست كه در شرع آمده كه قاضی چقدر باید دقت كند و نباید صرفاً به یك گزارش اكتفا كند، مخصوصاً در آن مسائلی كه با احساسات و عواطف و این‌ها ارتباط دارد، باید دقت بیشتری در این قضیه و مسئله داشته باشد تا اینكه كمتر دچار لغزش و اشتباه شود.

  •  حال این واقعیت خارجی یكی است، این واقعیت خارجی یك واقعیت و یك حقیقت و یك مسئله است؛ آن دیدگاه انسان نسبت به این مسئله، مهم است كه انسان چه نوع نسبت به آن قضیه، ارتباط دارد. مسئله این نیست كه واقعیت خارجی را دیدگاه انسان می‌سازد؛ نخیر! این حرف حرفِ چرت و پرتی است، كه واقعیت خارجی را من با ذهن خودم می‌سازم، واقعیت خارجی همان ذهنیت من است؛ یعنی چیزی در خارج جز آن ذهنیت من، جز تصور من و جز تصدیق من، چیزی وجود ندارد. این مسئله باطل و بی‌اساسی است. آن ذهنیت من در همان مرحله تشكّل، بالاخره جنبه حكائی دارد یا جنبه ابداعی دارد؟ معنی ندارد بگوییم جنبه ابداعی دارد. همین كه شما می‌گویید این مطلب این طور است، یعنی یك چیزی در خارج است من دارم از او حكایت می‌كنم؛ حالا یا به غلط یا به درست. بالاخره او دارد آن محكی را حكایت می‌كند نه اینكه می‌خواهد خودِ او بسازد. البته این مسئله با آن‌چچه را كه ما می‌خواهیم بیان بكنیم دوتاست، این فقط در مقامِ نقل است. اما آن‌چه را كه مقصود ما هست كه عبارت است از مسئله قدر كه دیروز راجع به آن صحبت كردیم و امروز ادامه می‌دهیم، با این مطلب تفاوت می‌كند.