
جلسه ۷۵۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 29/6/1433
جلسه ۷۵۸
8چون این مسئله به نحو عادی در ذهن و دیدگاه ما حضورش ملموس است، حضورش محسوس است، ما بر آن حكم ثابت میكنیم: آقا شما امشب بیایید منزل، فلانی هم هست. هنوز كه فلانی نیست! نمیگویید آقا بیایید، شاید او بیاید. میگوید: بابا ما را با شاید خانهات دعوت نكن، بالاخره میآید یا نمیآید؟ میگویید نه آقا این سرطیاره است، این وقتی داشت راه میافتاد به من زنگ زد، دو ساعت هم تا اینجا راه است، از فرودگاه تا اینجا هم یكی دو ساعت دیگر میرسد، مسئلهای ندارد، انشاءالله تأخیر هم در اینجا نیست. درست شد؟
تمام قضایایی كه هنوز اتفاق نیفتاده را شما متحقق الوقوع فرض میكنید. مگر در آیه قرآن نداریم؟ شما نگاه كنید قضایایی كه مربوط به یوم القیامه است، روز قیامت، تمام آنها با زمان گذشته، یا اغلب آنها یا اكثر آنها قریب به اتفاق: إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ الواقعة، ١ نمیگوید: إذا تقع الواقعة. إذا وقعت الواقعة. وقتی كه واقعه انجام شد، وقتی روز قیامت آمد، وقتی روز قیامت در خارج تحقق پیدا كرد. این چرا به اذا وقع میگوید؟ به معنای چیست؟ به معنای تصحیح دیدگاه و منظر انسان، كه انسان روز قیامت را یك مسئله واقعی ببیند، نه اینكه تصور كند نه، خواهد شد! چون آن مسئله متحقق الوقوع است؛ شكی در آن نیست. هیچ اشكالی در آن نیست، قطعاً به هزار قسم، این مسئله در روز قیامت انجام خواهد شد. اینكه میگوییم انجام خواهد شد هم یك نوع مسامحه در تعبیر است؛ انجام شده است. ولی چون ما از نظر انسی از روز قیامت بعید هستیم، این را انجام خواهد شد میپنداریم، خواهد شد؛ وقتیكه انسمان به عالم اسباب و مسبّبات قویتر بشود، این انجام خواهد شد، در ذهن ما یك چرخش میزند به: انجام شد. این مال چیست؟ مال عدم انس ماست. ما میگوییم روز قیامت خواهد آمد؛ چون نسبت به آن مسائل دور هستیم، درك نكردیم. اما آمدن رفیق را در منزل به حسب ظاهر، چون متحقق الوقوع میبینیم، صحبت میكنیم: بابا میآید دیگر، آمد دیگر. آقا پاشو بیا، پاشو بیا، امشب پاشو بیا آنجا، امشب او هم میآید اینجا. هیچ نمیگوییم آقا شاید بیاید؛ هنوز نیامده، هنوز زمان نیامده، اگر زمان یك امری بود كه عدم را به وجود تبدیل میكرد، شما چطور حكم ثابت را بر یك واقعه و بر یك قضیه میكنید؟ دیگر نباید بكنید. حكم بر یك امر عدمی، حكم بر یك امر مشكوك، در نفس و دیدگاه ما متفاوت است. وقتیكه من نسبت به یك قضیه شك دارم، اصلًا حرفی نسبت به آن نمیزنم. میگویند آقا مگر مجبوری اصلًا حرف بزنی؟ تا یقین پیدا كردی، آن موقع حرف بزن. نمیگوییم؟ میگوییم: آقا برای چه زود حرف میزنی؟ فلانی حرف در دهانش نمیماند، تا یك چیزی به نظرش بیاید، میگوید. میگویند نه آقا، این قسم صحبت كردن صحیح نیست، وقتی یقین پیدا كردی بر تحقق یك شیء تازه اگر صلاح بود، آن موقع بگو. چیزی كه هنوز انجام نشده و محتمل الوقوع است، برای چه شما آن را مطرح میكنید، در این مطرح كردن چه مسائلی را ممكن است به وجود بیاوری؛ خودمان میگوییم دیگر، در بین خودمان و عوام این مسئله به این صورت مطرح است.
