
جلسه ۷۵۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 29/6/1433
جلسه ۷۵۸
12میگویند یك شخص دهاتی داشت میگذشت، ملا رفت پیش او دید هیزم بار دارد. گفت: این حطب مرتّب، بر حمار اسود اللون را، هر رطل شرعی، به چند درهم در معرض بیع و شراع در میآوری؟
دهاتی نگاهی به او كرد و گفت: حاج آقا اگر میخواهی هیزم را بخری، یه مَن اینقدر است، اگر میخواهی دعا بخوانی، برو در مسجد آنجا دعایش را بخوان!
حالا شما بگویید بنده احتمال میدادم باشم، احتمال میدادم نباشم، آمدم احتمال وجود را غلبه دادم بر احتمال عدم، تو را سر كار گذاشتم، به تو گفتم فردا بیا!
گفت: ای مردشور آن احتمالت را ببرند! چرا احتمال عدم را غلبه ندادی، كه من را از آنجا بكشانی اینجا، فقط احتمال وجود دادی پدر ما را در بیاوری؟
اینها نیست. ببینید شما وقتیكه یك احتمال میدهید، بر اساس آن ذهنیت و احتمالتان تصمیم میگیرید. بر اساس ذهنیتتان حكم میكنید. بر اساس ذهنیتتان در خارج ترتیب امور میدهید و تدبیر امور میكنید بر اساس ذهنیت. اگر ذهنیت در آن جنبه حضور است، شما احكام را بر اساس حضور ثبوت میگذارید،، بر اساس ثبوت. اگر در ذهنیت جنبه عدم است، اصلا میگویید آقا نیا خبری نیست. اگر ذهنیت بر اساس احتمال است، میگویید احتمال است، صبر كن خبرت كنم، ببینم. ببینید! در حالی كه در واقع یك چیز بیشتر نیست. آنچه كه در واقع است یكی است، یا هست یا نیست. یا این مسئله انجام خواهد شد، یا این مسئله انجام نخواهد شد. اینجاست كه من میگویم كه ما با واقع دو تا هستیم؛ واقع برای خودش است، ما جدای از واقع، خودمان را نسبت به واقع تصور میكنیم و حقائق را نسبت به آن میسنجیم.
بنابراین روی این جهت ـ البته این را عرض كردم، حالا انشاءالله فردا تتمه این مسئله ـ كه همین حالت حضوری كه ما به واسطه انس به عالم ماده و شهادت داریم، این تصور وقتیكه قوی بشود و جنبه تجرد زیاد بشود، همین حضور را ما در عوالم دیگر حس میكنیم. وقتیكه عرفاء در مشاهدات و مكاشفات خودشان میگویند ما وقتی به این عوالم رسیدیم دیدیم اینها را قبلا میدانستیم، مال این است! یعنی ما اینجا آمده بودیم، ما از اینجا خبر داشتیم! ناشناس نیست!
