
حقیقت قضا و قدر در شبهای قدر
نقش تحول نفسانی در تعیین سرنوشت سالانه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت قضا و قدر و کیفیت رقم خوردن تقدیرات در شبهای ماه مبارک رمضان میپردازند. ایشان با نقد نگاههای سطحی که قضا و قدر را امری بیرونی و جدا از اراده انسان میپندارند، بر این نکته تأکید میکنند که تقدیر الهی، در حقیقت بازتابی از تحولات و تغییرات نفسانی خودِ انسان است. استاد با بهرهگیری از تمثیل عالم ثابتات و حرکت سیال زمان، توضیح میدهند که چگونه سالک با خروج از دایره انطباق با زمان و رسیدن به حالت تهیؤ و آمادگی، میتواند بر حوادث اشراف پیدا کند. در نهایت، ایشان شبهای قدر را نه زمانِ ثبتِ جبریِ سرنوشت، بلکه فرصتی برای صیقل دادن نفس و ایجاد تغییرات بنیادین در وجود انسان معرفی میکنند که تا یک سال آثار آن در زندگی فرد جاری خواهد بود.
حقیقت قضا و قدر در شبهای قدر
7همینطور الآن مسائلى که براى هواپیماها اتفاق مىافتد همۀ اینها در همین مسئله است. یک ماهواره آن بالا رفته است و دارد از تمام فعل و انفعالاتى که در جوّ و غیر جوّ انجام مىگیرد عکسبرداری مىکند و دائماً خلبان را به آن اطلاعاتى که درمقابلش هست مىرساند [مثلاً] در قسمت جلو یک توده هواى مزاحم وجود دارد، ارتفاعت را بالاتر ببر یا پایینتر بیاور یا درقبال تو بعضى از ابرهاى حامل الکتریسیتۀ cb وجود دارد ارتفاعت را پایین بیاور. این از کجا این حرف را مىزند؟! اینکه الآن نمىفهمد اما آن که آن بالا هست دارد تمام این قضایا و پدیدهها را مشاهده مىکند و دارد این اطلاعات را در اختیار این بیچارهاى که دستش از همۀ مسائل خالى است قرار مىدهد. این ثابتات مىشود!
معنای عالم ثابتات
پس عالم ثابتات یعنى عالمى که در آن عالم و فضایى که در آن فضا انسان از دایرۀ طبیعت و از دایرۀ انطباق حرکت سیالى زمان خارج مىشود و از نظر مادى هم امثلهاى دارد. هر مقدارى که آن قدرت و قوّت بیشتر باشد به همان مقدار اطلاعات نسبت به آینده و قبل بیشتر خواهد بود، این به خصوصیاتى که در این است برمىگردد.
علت خلاف درآمدن پیشگویی بعضی از بزرگان
لذا شما مشاهده مىکنید که در بعضى از اوقات مطالبى که بعضی از بزرگان مىگویند خلاف درمىآید، او خیلى بالا نرفته است و ماهواره و دیشش خیلى نگرفته است! مىگوید که یک همچنین قضیهاى دو سال دیگر اتفاق مىافتد اما شما هرچه مىنشینید مىبینید نه آقا! اتفاقى نمىافتد و خبرى نیست! دِیش ماهوارهاش نگرفته است! در ثابتات رفته است اما نه به آن مقداری که باید نسبت به آن مسائل تودرتو اشراف پیدا کند. خیلی [بالا] نرفته است و فقط یک قسمت ظاهر را دیده است اما آن عللى که بالاى این قضایا و مسائل هستند هنوز براى او ناشناخته است و تصور مىکند که به مطلب رسیده است. این مسئله مربوط به ثابتات است.
