
حقیقت قضا و قدر در شبهای قدر
نقش تحول نفسانی در تعیین سرنوشت سالانه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت قضا و قدر و کیفیت رقم خوردن تقدیرات در شبهای ماه مبارک رمضان میپردازند. ایشان با نقد نگاههای سطحی که قضا و قدر را امری بیرونی و جدا از اراده انسان میپندارند، بر این نکته تأکید میکنند که تقدیر الهی، در حقیقت بازتابی از تحولات و تغییرات نفسانی خودِ انسان است. استاد با بهرهگیری از تمثیل عالم ثابتات و حرکت سیال زمان، توضیح میدهند که چگونه سالک با خروج از دایره انطباق با زمان و رسیدن به حالت تهیؤ و آمادگی، میتواند بر حوادث اشراف پیدا کند. در نهایت، ایشان شبهای قدر را نه زمانِ ثبتِ جبریِ سرنوشت، بلکه فرصتی برای صیقل دادن نفس و ایجاد تغییرات بنیادین در وجود انسان معرفی میکنند که تا یک سال آثار آن در زندگی فرد جاری خواهد بود.
حقیقت قضا و قدر در شبهای قدر
6آنچه فعلاً مىتوانید چنگ به آن بیندازید همان پدیدهها و واقعیتى است که الآن ساعت شش و 34 دقیقه دارید مشاهده مىکنید که عبارت از صحبتهای بنده، کیفیت جلوس، حرکات، سکنات و آن مطالبى است که در این موقعیت الآن دارد انجام مىشود.
ثابتات؛ فضای مافوق زمان و اطلاع از آینده
ما اگر توانستیم ـ که مىتوانیم، منتها کار دارد اینطور نیست که هر کسى بتواند ـ و از این موقعیت بالا آمدیم و خودمان را از زمان بالا کشیدیم و از قانون زمان درآمدیم، اگر از قانون زمان درآمدیم ما به وقایعى که بعداً اتفاق خواهد افتاد اطلاع پیدا مىکنیم. لذا در ساعت شش و 35 دقیقهای که الآن هست بنده به شما مىگویم که ده دقیقۀ دیگر در اینجا چه اتفاقى خواهد افتاد. مىگویید که از کجا میگویی؟! هنوز که نیامده است!
اینکه الآن من از اینجا بیرون میآیم و بالا مىآیم [مطّلع میشوم که] در نیم ساعت دیگر یا امشب یا فردا چه اتفاقى خواهد افتاد. اینکه الآن بالا آمدم در چه فضایى قرار گرفتم که توانستم اطلاع و اشرافی پیدا کنم که سایر افراد به یک همچنین توان و قدرتى نمىرسند؟ به این ثابتات مىگویند؛ یعنى وقتى که خودم را از قانون زمان خارج کردم و از این قطارى که دارد حرکت مىکند بیرون آمدم و بالا و بالا و بالا رفتم و در دویست مترى، سیصد مترى، یک کیلومتری یا دو کیلومترى فضا قرار گرفتم، از آن بالا آن قطار و حرکتهایی که از آنجا کرده است همه را دارم مشاهده مىکنم و مناظر را مىبینم تا جایی که افق اجازه بدهد و به هر مقدار که بالا بروم و بتوانم نسبت به افق غلبه کنم، تا آن مقدار من نسبت به حوادثى که در این مقطع و در این سیر روى کرۀ زمین قرار دارد، اشراف پیدا مىکنم.
پس از دایرۀ حرکت قطاریه و زمانیه خارج شدهام و در یک افق بالاتر آمدم و از آن افق بالاتر مىتوانم همۀ آنها را به یک لحظه ببینم و باهم مشاهده کنم. انگار بر همۀ این حوادث و مناظر و واقعیات اشراف دارم و نسبت به همۀ آنها اطلاع دارم. لذا از آنجا اگر گوشى در دستم باشد و موبایل کار کند با این موبایل به آن مسافرین قطارى که در آنجا دارند میرود مىگویم که مواظب باشید مثلاً ریل راهآهن در بیست کیلومترى جلوى شما دچار حادثه شده است، به آنجا که مىرسید احتیاط را رعایت کنید. مىگویند: اِ او از کجا مىداند؟! ما که الآن چیزى نمىبینیم! او حتماً علم غیب دارد! نه بابا! علم غیب نداریم! ما بالا رفتیم و از آن بالا داریم قضیه را مشاهده مىکنیم و به آن لوکوموتیوران مىگوییم که آقا مواظب باش که این مسئله اینطور است.
