
حقیقت قضا و قدر در شبهای قدر
نقش تحول نفسانی در تعیین سرنوشت سالانه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت قضا و قدر و کیفیت رقم خوردن تقدیرات در شبهای ماه مبارک رمضان میپردازند. ایشان با نقد نگاههای سطحی که قضا و قدر را امری بیرونی و جدا از اراده انسان میپندارند، بر این نکته تأکید میکنند که تقدیر الهی، در حقیقت بازتابی از تحولات و تغییرات نفسانی خودِ انسان است. استاد با بهرهگیری از تمثیل عالم ثابتات و حرکت سیال زمان، توضیح میدهند که چگونه سالک با خروج از دایره انطباق با زمان و رسیدن به حالت تهیؤ و آمادگی، میتواند بر حوادث اشراف پیدا کند. در نهایت، ایشان شبهای قدر را نه زمانِ ثبتِ جبریِ سرنوشت، بلکه فرصتی برای صیقل دادن نفس و ایجاد تغییرات بنیادین در وجود انسان معرفی میکنند که تا یک سال آثار آن در زندگی فرد جاری خواهد بود.
حقیقت قضا و قدر در شبهای قدر
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت قضا و قدر و کیفیت رقم خوردن تقدیرات در شبهای ماه مبارک رمضان میپردازند. ایشان با نقد نگاههای سطحی که قضا و قدر را امری بیرونی و جدا از اراده انسان میپندارند، بر این نکته تأکید میکنند که تقدیر الهی، در حقیقت بازتابی از تحولات و تغییرات نفسانی خودِ انسان است. استاد با بهرهگیری از تمثیل عالم ثابتات و حرکت سیال زمان، توضیح میدهند که چگونه سالک با خروج از دایره انطباق با زمان و رسیدن به حالت تهیؤ و آمادگی، میتواند بر حوادث اشراف پیدا کند. در نهایت، ایشان شبهای قدر را نه زمانِ ثبتِ جبریِ سرنوشت، بلکه فرصتی برای صیقل دادن نفس و ایجاد تغییرات بنیادین در وجود انسان معرفی میکنند که تا یک سال آثار آن در زندگی فرد جاری خواهد بود.
حقیقت قضا و قدر در شبهای قدر
12قدر؛ همان تحوّل و تبدّل نفس
عالم قضاء و قدر هم همین است. مىگویند که خودت را مدام اصلاح کن، چیزى نوشته نمىشود! مدام خودت را اصلاح کن و عوض کن و مدام خودت را تغییر بده و تحوّل و تبدّل پیدا کن! این تحوّل و تبدّل و تغییر به هر مرتبهاى که هست آن قدَر مىشود. اگر در این مدت توانستیم خودمان را طورى متحوّل و متبدّل و عوض کنیم که کاملاً ارتباطمان با پروردگار صاف بود، در شب بیست و سوم قدَرِ ما همان مىشود و این یک سال صاف است. اگر نه هفتاد درصد بود [همان هفتاد درصد نصیب داریم].
لزوم توسّل و اتصال به ولایت در شبهای قدر
لذا در این شبها باید همۀ تعلقات را از خودمان کنار بریزیم. شب نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم، شب روضهخوانى نیست! البته ضربت خوردن امیرالمؤمنین علیهالسّلام در این شب قرار گرفته است ولى مگر در زمان پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم هم شب روضهخوانى بود؟ امیرالمؤمنین که هنوز کشته نشده بود! پس شب نوزدهم و بیست و یکم چهکار مىکردند؟! روضه مىخواندند؟! یا على ضربت به سرت زدند! بابا هنوز امیرالمؤمنین کنار پیغمبر است! شب نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم شب روضهخوانى نیست! شب اتصال انسان است. البته به مناسبت این حادثهاى که انجام شده است انسان باید [از باب] ﴿وَٱبۡتَغُوٓاْ إِلَيۡهِ ٱلۡوَسِيلَةَ﴾1 متوسل بشود و توسل به ولایت باید باشد. شب نوزدهم و بیست و یکم طبعاً روضۀ امیرالمؤمنین و توسل به آن حضرت است اما شب بیست و سوم از بحث آن دو شب دیگر خارج مىشود حالا یا ادامۀ آن توسل به امیرالمؤمنین یا سیدالشهداء علیهماالسّلام و یا ـ فرقى نمىکند ـ موسى بن جعفر یا امام رضا علیهمالسّلام است. آیه نیامده که شب بیست و سوم حتماً باید توسل به امام حسین باشد. البته توسل به حضرت را داریم2 اما هیچ اشکالى ندارد که انسان نسبت به سایر ائمه علیهمالسّلام و نسبت به امام زمان عجّل الله تعالی فرجه توسل داشته باشد. توسل به امام زمان هم که روضه ندارد! امام زمان هم که هنوز حىّ است.
- . سوره مائده (5) آیه 35. معاد شناسى، ج 9، ص 129:
«... و بهسوى پروردگار وسیلهاى بجویید!» - . تهذیب الأحكام، ج 6، ص 4۹.
- . سوره مائده (5) آیه 35. معاد شناسى، ج 9، ص 129:
