
حقیقت قضا و قدر در شبهای قدر
نقش تحول نفسانی در تعیین سرنوشت سالانه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت قضا و قدر و کیفیت رقم خوردن تقدیرات در شبهای ماه مبارک رمضان میپردازند. ایشان با نقد نگاههای سطحی که قضا و قدر را امری بیرونی و جدا از اراده انسان میپندارند، بر این نکته تأکید میکنند که تقدیر الهی، در حقیقت بازتابی از تحولات و تغییرات نفسانی خودِ انسان است. استاد با بهرهگیری از تمثیل عالم ثابتات و حرکت سیال زمان، توضیح میدهند که چگونه سالک با خروج از دایره انطباق با زمان و رسیدن به حالت تهیؤ و آمادگی، میتواند بر حوادث اشراف پیدا کند. در نهایت، ایشان شبهای قدر را نه زمانِ ثبتِ جبریِ سرنوشت، بلکه فرصتی برای صیقل دادن نفس و ایجاد تغییرات بنیادین در وجود انسان معرفی میکنند که تا یک سال آثار آن در زندگی فرد جاری خواهد بود.
حقیقت قضا و قدر در شبهای قدر
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت قضا و قدر و کیفیت رقم خوردن تقدیرات در شبهای ماه مبارک رمضان میپردازند. ایشان با نقد نگاههای سطحی که قضا و قدر را امری بیرونی و جدا از اراده انسان میپندارند، بر این نکته تأکید میکنند که تقدیر الهی، در حقیقت بازتابی از تحولات و تغییرات نفسانی خودِ انسان است. استاد با بهرهگیری از تمثیل عالم ثابتات و حرکت سیال زمان، توضیح میدهند که چگونه سالک با خروج از دایره انطباق با زمان و رسیدن به حالت تهیؤ و آمادگی، میتواند بر حوادث اشراف پیدا کند. در نهایت، ایشان شبهای قدر را نه زمانِ ثبتِ جبریِ سرنوشت، بلکه فرصتی برای صیقل دادن نفس و ایجاد تغییرات بنیادین در وجود انسان معرفی میکنند که تا یک سال آثار آن در زندگی فرد جاری خواهد بود.
حقیقت قضا و قدر در شبهای قدر
11با یکى از دوستانمان بودیم ـ چندى پیش سفرى به آنجا داشتیم ـ مىگفت که نگاه کن اینها در آدمیزاد هم دارند قالب و کپى مىزنند!! همه عین همدیگر هستند!! آدمها را نگاه بکنی [همه شبیه هم هستند]! این دارد با آن حرف مىزند و یادمان میرود بعد یکى دیگر مىآید خیال مىکنى این همان قبلى است! مىگویى که بابا الآن این کار را کردى! مىگوید که من اصلاً تو را ندیدم! مثل اینکه از همان موقع در کپى زدن یک چیزىشان مىشده است!!
وقتى که پرده را برداشتند کپىِ آن [نقاشیها] روى دیوار افتاد. عجب کپى مىزنند! آقا کپی میزنند از خود جنس اصلى هم قشنگتر! این عجیب است! آدم اصلاً اشتباه مىکند که آیا این جنس اصلى و آمریکایى است و یااینکه برای همین چین است و قلابى است؟! آن اصلى است و این قلابى است ولى اینها وقتى که قلابى مىزنند از همان جنس اصلى امریکایى قشنگتر و بزککردهتر و بهتر درمىآورند! حالا در موضوعات سیاسى داخل نشویم! صلاح [نیست] عقلمان نمىرسد. اینها یک چیزهایى است که عقل ما قد نمىدهد! خیلی مسائل را عقل ما قد نمیدهد یعنى ما اصلاً در واقع هیچى نمىفهمیم و فقط یک عدۀ خاصى در اینجا مىفهمند و بقیه چیزی نمىفهمند! وقتى کسى چیزى نفهمد باید افسارش را دست اینوآن بدهد چون چیزى سرش نمىشود! مثل اینکه فقط دو سهتایی هستند که در این دنیا مىفهمند و بقیه هم همه کاه و یونجه و چیزهاى دیگر خوردهاند!
حالا وقتى که پرده را درآوردند آن نقش روى این دیوار افتاد و این دیوار نقش روم شد! وقتى نگاه کردند دیدند عجب! تلألؤیى که این دارد و شعاعى که از این دارد بلند مىشود، آن ندارد! آمدند نگاه کردند دیدند اینها همان را درست کرده بودند ـ حالا درست نکرده بودند ـ اینها هم همان نقش را درست کرده بودند و صدایش را درنیاوردند که بابا ما داریم صیقل مىزنیم.1 وقتى کسى مىخواهد کلک بزند، نمىگوید که من دارم کلک مىزنم بعداً خود ما مىفهمیم که همهاش کلک است! والاّ آنها که از اول نمىگویند که داریم کلک مىزنیم و صیقل مىکنیم! بعد از یک مدتى مىفهمیم عجب! اى داد بیداد! همهاش کلک بوده! به ما گفتند که ما داریم نقاشى مىکنیم، نگو دارند صیقل مىزنند و قلابى مىزنند! دارند کلک میزنند. منظورم چینىها هستند! آنها آن موقع داشتند همۀ اینها را صیقل مىزدند و بعد اینطور شد. او چهکار کرده است؟! او شروع به صاف کردن و ترمیم کردن دیوار و اصلاح کردن جدار کرده است.
- . طبق آنچه در مثنوی آمده است، رومیان در حال صیقل زدن بودند و چینیان مشغول صورتگری. (محقق)
