
جلسه ۷۵۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 27/6/1433
جلسه ۷۵۷
3در مجلس گذشته راجع به قضیه قضاء و قدر عرض شد كه مطلب اینطور نیست كه اعمال انسان در یك شب، یك ساعت، یك دقیقه، یك ثانیه به خصوص تقدیر شود و سرنوشتی كه برای انسان در سال آینده باید رقم بخورد در آن موقعِ مشخص، منجّز و به فعلیت برسد. این مطلب به این كیفیت نیست؛ بلكه ـ همانطور كه عرض شد ـ آن عالم عالمِ ثابتات است؛ در عالم ثابتات قبل و بعد بهطوركلی معنا ندارد كه یك زمانی زمانِ متأخر باشد و یك زمانی زمانِ متقدّم باشد و یك حال باشد و در آن زمان متأخر، این جنبه در آنجا تحقق پیدا كند.
عالم ثابتات، یعنی عالمی كه در آنجا همه چیز حضور دارد گرچه از دید ما آن مسأله پنهان است، بر خلاف عالم سیالات و عالم تدریجیات و متدرّج الحدوث و الحصول، كه قبل و بعد، در ظهور و در حضور راه ندارد. قبل، در قبلیت خودش ثابت است و بعد هم هنوز نیامده و انسان همیشه در آن زندگی میكند. نه آنِ توقفی، بلكه آنِ سیال؛ هیچوقت چرخه زمان در حركتهایی نمیایستد كه در قبل و بعد آن حركت توقف داشته باشد و در آن حركت، آنیات ـ كه به لحظات تعبیر میشود ـ در آنجا ثبوت و وقوف داشته باشد كه انسان در آن موقعِ به خصوص، آن حادثه و پدیده را ادراك كند و به آنِ بعدی منتقل شود و در آنِ بعدی دوباره آن حادثه و پدیده و واقعه را در آنِ بعدی ادراك كند؛ این مسأله صحیح نیست.
حركت سیالی، متشكّل از حركات وقوفی نیست؛ چون همه اینها متنافی و متضادّ با یكدیگر هستند. وقوف با حركت تفاوت میكند؛ وقوف یعنی سكون، حركت یعنی سیلان. سیلان با سكون در دو نقطه مقابل قرار گرفتهاند و این دو نقطه مقابل را نمیتواند جمع كند. مثل اینكه یك حركت به سمت راست، در عین حال حركت به سمت چپ كه در دو نقطه مقابل است، اگر بخواهد هركدام از این دو اتفاق بیافتد، باید دیگری معدوم باشد. بخواهد بعدی اتفاق بیافتد، دیگری باید معدوم باشد؛ در دو جهت مخالف حركت كردن، مستحیل است. این وقوف و حركت دو مقوله مخالف هم هستند. پس در یك حركت سیلانی اصلا وقوف معنا ندارد، نمیشود در آنجا اسم «آن» گذاشت.
