
جلسه ۷۵۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 27/6/1433
جلسه ۷۵۷
11وقتیكه پرده را برداشتند كپی آن تصویر روی دیوار افتاد. عجب كپی میزنند از خود جنس اصلی هم قشنگتر! این عجیب است! آدم اشتباه میكند كه این آیا جنس اصلی و امریكایی است و یا اینكه مال چین و قلابی است؛ این اصلی است و یا آن قلابی است، ولی اینها وقتی كه قلابی میزنند، از همان جنس اصلی امریكایی قشنگتر و بزك كردهتر و بهتر در میآورند. در موضوعات سیاسی داخل نشویم عقلمان نمیرسد. یك چیزهایی است كه عقل ما قد نمیدهد. یعنی ما اصلا در واقع هیچی نمیفهمیم؛ فقط یك عده خاصی میفهمند و بقیه نمیفهمند، وقتی كسی چیزی نفهمد باید افسارش را دست او بدهد، چیزی سرش نمیشود دیگر! فقط یكی دو سه نفر هستند كه در این دنیا میفهمند و بقیه همه كاه و یونجه خوردهاند و چیزهای دیگر خوردهاند!
وقتی كه پرده را برداشتند آن نقش، روی این دیوار افتاد و این دیوار نقش روم شد! وقتی نگاه كردند دیدند عجب! تلألؤیی كه این دارد و شعاعی كه از این بلند میشود آن ندارد، آمدند نگاه كردند دیدند اینها هم آنها را درست كرده بودند ـ حالا درست نكرده بودند ها! ـ چینیها هم صدایش را در نیاوردند كه آقا ما داریم صیقل میزنیم. وقتی یكی میخواهد كلك بزند كه نمیگوید من دارم كلك میزنم، بعداً خود ما میفهمیم كه همهاش كلك است! و الّا آنها كه از اول نمیگویند كلك میزنیم صیقل میزنیم. بعد از مدتی میفهمیم عجب، ای داد بیداد، همهاش كلك بوده، ا ا ا، به ما گفتند ما داریم نقاشی میكنیم، نگو دارد صیقل میزند، دارد قلابی میزند، منظورم چینیها هستند، آنها آن موقع داشتند همه اینها را صیقل میزنند. چه كار كرده است؟ شروع كرده دیوار را به صاف كردن، دیوار را ترمیم كردن، جدار را اصلاح كردن.
عالم قضاء و قدر هم همین است، میگویند خودت را اصلاح كن، چیزی نوشته نمیشود! متوجه شدید؟ چیزی نوشته نمیشود، خودت را اصلاح كن، خودت را عوض كن، خودت را تغییر بده، تحوّل پیدا كن و تبدّل پیدا كن، این تحوّل و تبدّل و تغییر به هر مرتبهای كه باشد آن میشود قدر! هر مرتبهای كه هست. اگر در این مدت توانستیم خودمان را جوری متحوّل و متبدّل كنیم و عوض كنیم و كاملا ارتباطمان را با پروردگار صاف بود، در شب بیست و سوم، قدر ما همان میشود و این شخص در این یك سال صاف است. و اگر نه، هفتاد درصد میشود. لذا در این شبها باید همه تعلقات را از خودمان كنار بریزیم. شب نوزدهم و بیست و یكم و بیست و سوم، شب روضهخوانی نیست، البته ضربت خوردن امیرالمؤمنین علیهالسلام در این شب قرار گرفته است ولی مگر در زمان پیغمبر هم شب روضهخوانی بود؟ امیرالمؤمنین علیهالسلام كه هنوز كشته نشده بود، پس شب نوزدهم و بیست و یكم چه كار میكردند؟ روضه میخواندند؟ یا علی ضربت به سرت زدند! هنوز بابا امیرالمؤمنین بغل پیغمبر است! شب نوزدهم و بیست و یكم و بیست و سوم شب روضهخوانی نیست، شب اتصال انسان است؛ البته به مناسبت این حادثهای كه انجام شده است باید انسان متوسل بشود وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ ... المائدة، ٣٥ توسل به چه شود؟ توسل به ولایت باید باشد.
