
جلسه ۷۵۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 27/6/1433
جلسه ۷۵۷
10در این قضیه حكایات مولانا را بخوانید،1 نقاشهای چین و نقاشهای روم كه با هم مسابقه دادند، نقاشهای رومی همینطور شروع كردند به نقش و نگار و در وسطشان پردهای زده بودند، این طرف پرده رومیها بودند و اینطرف هم چینی بودند.
هركو نكند فهمی زین نقش [كِلك] خیال انگیز *** نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد2 این شعر خواجه خیلی عجیب است كه چطور عالم قضاء و قدر را در این شعر مجسم میكند و برای انسان توضیح میدهد كه باید دید قلم تقدیر چه نوع میگردد و خوشا به حال آن كسانی كه یك سر و سرّی پیدا كردند و از این قضیه، چیزی سر در میآورند.
نقشش به خطا، یعنی همینطور دارد نقش میزند، فكر میكند، تدبیر میكند، اینطرف و آنطرف میزند، این حیله آن حیله، این مكر آن مكر، ای بابا! خبر ندارد آن كسیكه این نخها را میگرداند آن بالاست! نقشش به خطا، یعنی آن بالا را نگاه كن! چرا پایین را به هم میزنی، آن را به هم میزنی، تدبیر میكنی! یك نگاه به بالا بكن دیگر خیالت راحت میشود. نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد.
رومیها شروع كردند نقش و نگار و آبرنگها و مناظر را انجام دادند و چینیها هم اینطرف شروع به صیقل دادن كردند و دل را درست كردند، دیوار را صیقل دادند. هیچكار هم نكردند فقط صیقل زدند، دیوار مثل آینه شد. موقعی كه پرده را كنار زدند آن نقش بر دیوار میافتاد ـ این چینیها را كه میگویند اجناس قلابی درست میكنند، مثل اینكه از آن زمانها بوده است! هرچه را كه بگویی درست میكنند! هرچه جنس در دنیا هست حتی در همین ایران بیچاره خودمان، هرچه بگویی چینی است! از تخم مرغ گرفته تا كفشِ بُنجل را برای ما میآورند، آن خوبهایش جای دیگر برای از ما بهتران میرود! با یكی از دوستانمان كه چندی پیش سفری به آنجا داشتیم میگفت نگاه كن! اینها در آدمیزاد هم كپی میزنند، همه عین همدیگرند! این یكی با آن یكی حرف میزند، بعد یكی دیگر میآید خیال میكنی این همان قبلی است. میگویی بابا الآن این كار را كردی، میگوید: من اصلا تو را ندیدم! مثل اینكه از همان موقع، در كپی زدن یك چیزیشان میشده است.
- مثنوى معنوى، دفتر اول
- ديوان حافظ
