
جلسه ۷۵۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 27/6/1433
جلسه ۷۵۷
2روی هم رفته مسائل مختلفی هست؛ لذا بزرگان همیشه با تردید به این قضیه نگاه كردهاند. بعضی از افراد در مقام توجیه فرمودهاند كه مقصود ائمه این بوده كه این قضیه را مردّد نگه دارند تا مردم به واسطه تردید، همیشه در حالت تهیؤ باشند؛ چون اگر مشخص شود و موعد متعین باشد، ممكن است افراد مسائل را به تسویف بگذرانند.
فرض كنید اگر صادق مصدَّقی به انسان بگوید كه: آقا سه سال دیگر در روز فلان، مرگ تو اتفاق خواهد افتاد. آدم میگوید حالا تا سه سال دیگر خدا بزرگ است. میدانیم واقعیت دارد حالا خیلی در بند این و آن نباشیم؛ یك ماه مانده به اینكه فوت اتفاق بیافتد، دست به كار توبه میشویم، رفع و رجوع و حلالیت از این و آن و كارها را رُفت و ریس میكنیم و برای رفتن آماده میشویم. این سه سال را به بطالت میگذراند و سه سال از عمر خود را به تنبّه نمیگذراند. اما اگر به او گفته شود كه از الآن تا سه سال دیگر، هر روز برای تو احتمالش هست، ممكن است فردا اتفاق بیافتد؛ ولی میدانم كه سه سال بیشتر نیست. این را اگر كسی بگوید طبعاً حال انسان متفاوت است. ممكن است بگوید آقا پانزده روز دیگر باشد، یك هفته دیگر باشد؛ این مسأله از كجا پیداست!؟
میگویند سالك همیشه باید روزگارش را در حال انتظار و تردد بگذراند؛ تردّد نه به معنای شك، بلكه به معنای آمادگی و تهیؤ برای سفر.
مرحوم آقا میفرمودند: وقتی شب سرتان را میخواهید به بالش بگذارید، باید اطمینان نداشته باشید كه فردا صبح، سر از خواب بردارید؛ انسان باید با این حال باشد، یعنی حالش اینطور باشد، روزش را اینطور گذرانده باشد كه هر وقت آمدند گفتند: بسمالله! بگوید: بفرمایید مطلب و مشكلی نیست! این را حالت تهیؤ میگویند. نفس اینطور است، مگر برای افرادی كه از این مسائل رد شدهاند و این پلها را پشت سر گذاشتهاند و اصلا جهانبینی آنها با سایر افراد تغییر پیدا كرده است؛ برایشان حضور عندالله مهم است نه گذران این عمر. بعد هم در ضمن یك آمادگی برای حركت كه آن هم خیلی اهمیت ندارد. آن حضور برایشان از همه چیز مهمتر است.
